نگاهی اجمالی به کتاب“ این کتاب شما را موفق میکند، به همین سادگی! یک راهنمای کوچک صد صفحهای که با خواندن آن میتوانید به هر چیزی که در زندگی میخواهید، برسید. این کتاب پس از تحقیقات و مطالعات عمیق و گستردهی «جو اسمار» نوشته شده است. رواندرمانگرها و مشاوران زیادی هم در نوشتن آن به نویسنده کمک کردهاند. پس به این تیم حرفهای و متخصص اعتماد کنید تا در زندگی شخصی، عاطفی و شغلی، به فردی موفق تبدیل شوید.
این کتاب پر است از نکات کوچک و بزرگی که برای موفق شدن در زندگی باید آنها را بدانید. ابزارها و راهکارهای این کتاب ساده و کاربردی هستند. خیلی زود یاد میگیرید که چطور سیاستمدارتر باشید و خوب و درست مذاکره کنید. هنر انتقاد کردن و انتقاد شنیدن را هم میآموزید. یاد میگیرید که چطور سروقت کارها را انجام دهید، از دیگران تقاضای کمک کنید، و انگیزه دهید و انگیزه بگیرید. حتی دربارهی شبکهسازی، زبان بدن و فریب نخوردن هم چیزهای زیادی یاد میگیرید.
خواندن این کتاب به شما کمک میکند که از تغییر نترسید و به آدمی ریسکپذیر و جسور تبدیل شوید، البته ریسکهایی منطقی و معقول. پس از خواندن این کتاب و اجرای راهکارهای آن میبینید که چقدر پویاتر شدهاید، سراغ تجربههای جدید میروید و دیگر از اشتباه کردن نمیترسید. تمام این مهارتها میتواند زندگی شخصی و حرفهایتان را متحول کند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب همسر دوست داشتنی من از پرفروشترینهای نیویورکتایمز و یواسای تودی بوده و نامزد جایزه ادگار بهعنوان بهترین رمان اول را با خود یدک میکشد. - پشت جلد کتاب همسر دوست داشتنی من: داستان عاشقانه ما بسیار ساده بهنظر میرسد. من با زنی بینظیر ملاقات کردم. ما عاشق شدیم و ازدواج کردیم. بچهدار شدیم و به حومه شهر نقل مکان کردیم. شیرینترین رؤیاها و تاریکترین رازهایمان را باهم در میان گذاشتیم. و سپس… از هم خسته شدیم. ما مثل همه زوجهای معمولی دیگر هستیم. همسایه شما، والدینِ دوست فرزندتان و آشناهایی که دوست دارید آنها را به شام دعوت کنید. همه ما رازهایی داریم که باعث بقای ازدواجمان میشود. تنها تفاوت ما این است که رازمان با قتلی همراه است… - قسمتی از متن کتاب: او به این طرف و آنطرف میرود، کیفش را در یک سمت میاندازد و کفشهایش را هم در سمت دیگری از پا درمیآورد. دو لیوان پر از شراب را میبینم و او به سمت اتاقش راهنماییام میکند. بعد برمیگردد تا نگاهم کند و لبخند میزند. با گذشت زمان پترا به نظرم جذابتر می شود، حتی موهای ساده و صافش به نظرم درخشنده میآیند و برق میزنند. بله بهخاطر اثر نوشیدنی الکلیست که اینطور به نظر میرسد اما بهخاطر خوشحالی پترا هم هست که چنین حسی دارم. حس میکنم مدت هاست آنقدر خوشحال نبوده و نمیدانم به چه دلیل. همین که پترا جذاب است برایم کافیست. به سمتم میآید، بدنش گرم است، نفسش در شراب غوطهور میشود. لیوان شراب را از من میگیرد و روی میز کنار تخت میگذارد. تا وقتیکه در تاریکی هستیم و تنها نور صفحه موبایلم اتاق را روشن نگه داشته، نوشیدنم را ادامه میدهم. برای هم مرتب حرفهایمان را تایپ میکنیم، از حرفهایمان خندهمان میگیرد و میخواهیم بیشتر باهم آشنا شویم. ”