نگاهی اجمالی به کتاب“ النا، استفن و دیمون سه شخصیت اصلی رمان کشمکش، دومین رمان مجموعهی خاطرات خونآشام هستند. در این قسمت شخصیتی که در پایان بخش اول معرفی شد، نقشی محوری در داستان میگیرد. او کسی نیست جز آلاریک سالتزمن. در پی قتل یک معلم تاریخ، النا گیلبرت تلاش میکند تا بیگناهی استفن را در اینباره اثبات کند. او همچنین متوجه میشود تنها یک چیز در دنیا وجود دارد که از عاشق یک خونآشام شدن خطرناکتر است. و آن این است که همزمان عاشق دو خونآشام بشوی. در حالی که استفن میکوشد غرایز خود را سرکوب کند، دیمون در تلاش است قلب النا را از آن خود کند. سلسلهای از وقایع هولناک، النا را مجبور میکند که جان خود را به خطر بیندازد تا یکی از این دو برادر را نجات دهد. انتخاب اوست که سرنوشت هرسهی آنها را تعیین میکند.
طرفداران سریال محبوب خاطرات خونآشام، این کتاب را مملو از همان نوع تعلیقهای دلخراش و عاشقانههای خشنی که در سریال وجود دارد خواهند یافت. ممکن است در نگاه اول این اثر شبیه یک رمان عاشقانهی معمولی نوجوانان به نظر برسد. اما فلاشبکهای استفن به قرن چهاردهم میلادی و همچنین شخصیتپردازیهای قدرتمند داستان، آن را از یک اثر کلیشهای خارج میکند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ در مقابل تغییراتی که زندگی برایت پیش میآورد مقاومت نکن، تسلیم باش! هاکان منگوچ در کتاب هیچ ملاقاتی تصادفی نیست، شما را به سرسپردگی و تسلیم در برابر تقدیر و سرنوشت دعوت و توصیه میکند از راههای جدیدی که زندگی پیش پایتان میگذارد استقبال کنید.
داستان کتاب هیچ ملاقاتی تصادفی نیست سفر دور و دراز یک صوفی جوان و دوست همراهش را برای پیدا کردن هدف زندگیشان روایت میکند. آنها بدون آنکه چیزی با خود داشته باشند در جستوجوی آنی بودند که نمیدانستند چیست و تنها به توشهای که روزانه نصیبشان میشد دلخوش بودند. آن دو جز ایمان و باور به خدا چیزی ندارند. در این سفر پرماجرا، آنها با برخوردهای اعجابانگیز و اتفاقات فوقالعادهای مواجه میشوند که به آنان کمک میکند زاویه دید جدیدی برای هر تصمیم خود بیابند. ”