نگاهی اجمالی به کتاب“ هر انسانی گذشتهای دارد که هرگز رهایش نمیکند، آیندهای دارد که میخواهد بیتوجه به گذشته آن را بسازد، و حالی که به تلاش میگذرد، به دست و پا زدن برای پاک کردن ماجراهایی که از سر گذرانده، به درگیری ذهنی برای آیندهای نامعلوم... قهرمان «برامواج» زنی است که خلاف معمول عمل میکند، گذشتهاش را پس میزند و سالها از آن سراغی نمیگیرد که آیندهاش را با عشق و امید بنا کند، عشقی با فرجام جدایی. زمانی طولانی در این بیخبری زندگی میکند تا ناگهان به او خبر میرسد که پدرش ناپدید شده. زن تصمیم میگیرد به ساحل دریاچه کودکیهایش بازگردد... ”

جاسوسنویسنده: پائولو کوئیلو
نگاهی اجمالی به کتاب“ وقتی ماتاهاری به پاریس رسید، کاملا درمانده و بیپول بود اما دیری نگذشت که به شهرت رسید. رقص اغواگرانه او هر بینندهای را مسحور میکرد و دیری نپایید که مورد توجه بانفوذترین و ثروتمندترین مردان شهر قرار گرفت. در همین اثنا اروپا وارد جنگ شد و ماتاهاری، رقاصهای که حالا دیگر معروف بود، سوار بر موج حوادث، با مردان سیاسی وارد ارتباط شد ...
این رمان براساس داستانی واقعی نوشته شدهاست. ”