نگاهی اجمالی به کتاب“ این کتاب شما را موفق میکند، به همین سادگی! یک راهنمای کوچک صد صفحهای که با خواندن آن میتوانید به هر چیزی که در زندگی میخواهید، برسید. این کتاب پس از تحقیقات و مطالعات عمیق و گستردهی «جو اسمار» نوشته شده است. رواندرمانگرها و مشاوران زیادی هم در نوشتن آن به نویسنده کمک کردهاند. پس به این تیم حرفهای و متخصص اعتماد کنید تا در زندگی شخصی، عاطفی و شغلی، به فردی موفق تبدیل شوید.
این کتاب پر است از نکات کوچک و بزرگی که برای موفق شدن در زندگی باید آنها را بدانید. ابزارها و راهکارهای این کتاب ساده و کاربردی هستند. خیلی زود یاد میگیرید که چطور سیاستمدارتر باشید و خوب و درست مذاکره کنید. هنر انتقاد کردن و انتقاد شنیدن را هم میآموزید. یاد میگیرید که چطور سروقت کارها را انجام دهید، از دیگران تقاضای کمک کنید، و انگیزه دهید و انگیزه بگیرید. حتی دربارهی شبکهسازی، زبان بدن و فریب نخوردن هم چیزهای زیادی یاد میگیرید.
خواندن این کتاب به شما کمک میکند که از تغییر نترسید و به آدمی ریسکپذیر و جسور تبدیل شوید، البته ریسکهایی منطقی و معقول. پس از خواندن این کتاب و اجرای راهکارهای آن میبینید که چقدر پویاتر شدهاید، سراغ تجربههای جدید میروید و دیگر از اشتباه کردن نمیترسید. تمام این مهارتها میتواند زندگی شخصی و حرفهایتان را متحول کند. ”

تهوعنویسنده: ژان پل سارتر
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب تهوع، رمانی فلسفی از ژان پل سارتر است که به عقیدهی خودش بهترین اثر او به شمار میرود. این کتاب داستان مورخ جوانی به نام آنتوان روکانتن را روایت میکند که از افسردگی و انزوا رنج میبرد و هیچ پیوندی با افراد خانواده ندارد.
آنتوان، شخصیت اصلی داستان تهوع (Nausea) هیچ دوستی ندارد و ارتباط او تنها به دانشاندوز؛ فردی که در کتابخانه ملاقات میکند و خانم صاحب کافهای که آنتوان معمولا به آنجا سر میزند، خلاصه میشود. علاوه بر اینها او با خاطراتی از معشوقهی سابقش که به صورت آنی تداعی میشوند زندگی میکند. وی پس از مدتی متوجه میشود «اشیاء بیجان» و «موقعیتهای خاص» بر درک او از خود و آزادی فکری و معنویش تأثیر میگذارند و احساسی مانند تهوع در سراسر وجودش برمیانگیزند.
او بعدا درمییابد موسیقی و ادبیات این تهوع را تسکین میدهند و به دنبال جاودانه شدن یا به عبارتی دیگر ارزشمند ساختن موجودیت خود و زندگیش، خود را وقف نویسندگی میکند. آنتوان همچنین با تغییرات پیوستهی وجود خود در جنگ است او باورش نمیشود که همان فرد دیروزی باشد. مشکل روکانتن یک افسردگی ساده یا یک بیماری روانی نیست، هر چند انزجار او از نیروهای وجودی و کشمکشهای او با معنای زندگی او را به این مرز میرساند. ”