عزیز نسین

از این نویسنده بشنوید:
نویسنده:
  • کتاب صوتی - پخمه - ماه آوا
  • کتاب صوتی - خر مرده - ماه آوا
  • کتاب صوتی - اینم شد زندگی - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

زیبا و ملعوننویسنده: اسکات فیتز جرالدRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ یکی دیگر از آثار نویسنده معروف کتاب گتسبی بزرگ با نام زیبا و ملعون این بار داستان تجربه اندوختن جوان‌های رمانتیک و خام آمریکایی را در بستر جامعه این کشور پهناور بیان می‌کند. زیبا و ملعون همانند دیگر آثار «فیتز جرالد» در واقع سوگ‌نامه‌ای است برای پایان دوران رمانتیک و شروع دورانی که فقط واقعیت‌های سرکوبگر دارد. در واقع نویسنده در این کتاب از جوانان به نوعی توهم‌زدایی می‌کند. «سال1913 وقتی «آنتونی پچ» بیست و پنج ساله بود، از زمانی که بازی سرنوشت یا روح‌القدس بیست و پنج سالگی، دست کم به لحاظ نظری، بر سرش خراب شده بود دو سال می‌گذشت. این بازی سرنوشت کار را تمام کرد، تلنگر آخر، نوعی نهیب فکری، اما در آغاز این داستان، تازه به خود آمده و از مرحله آگاهی جلوتر نرفته است. اولین بار او را در دوره‌ای می‌بیند که مدام از خود می‌پرسد عزت و عقل درست و حسابی دارد یا نه! نازکایی شرم‌آور و زشت که چون لایه نفت روی آب زلال برکه بر سطح جهان می‌درخشد، البته این شرایط با مواقعی که خودش را مردی جوان و استثنایی، با فرهنگ و فرهیخته، سازگار با محیط و یک سروگردن بالاتر از همه آشنایانش می‌بیند، کاملاً فرق دارند.» پیش از این کتاب این سوی بهشت از همین نویسنده و مترجم منتشر شده بود و این بار یکی دیگر از رمان‌های شاخص این نویسنده به علاقه‌مندان آثار او عرضه می‌شود. ”

سیلماریلیوننویسنده: جی.آر.آر. تالکینRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب «سیلمارلیون» نوشته جی.آر.آر. تالکین،جان رونالد روئل تالکین، (1973-14892) نویسنده و زبان‌شناس بریتانیایی است. از مشهورترین آثار او می‌توان به «ارباب حلقه‌ها» و «هابیت» اشاره کرد. کتاب سیلمارلیون، مجموعه‌ای از نوشته‌های تالکین است که داستانهای قبل از ارباب حلقه‌ها و دوران دو درخت را توضیح ‌می‌دهد. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «آنک ارو، آن یکتا که در آردا او را ایلوواتار می‌نامند؛ و او نخست آینور را آفرید، قُدسیان را، که ثمره اندیشه‌اش بودند، و با او بودند پیش از آن‌که چیزهای دیگر در وجود آید. و او با آنان سخن گفت، نغمه‌های آهنگ را بر ایشان خواندن گرفت؛ و آینور در برابر وی خواندند، و او شاد بود. امّا زمانی دراز هر یک به تنهایی می‌خواندند، یا فقط تنی چند با هم، و باقی به آهنگ گوش می‌سپردند؛ چرا که هر یک تنها آن بخش از اندیشه ایلوواتار را درمی‌یافتند که خود نشأت گرفته از آن بودند، و با فهم برادران خویش می‌بالیدند، امّا به آهستگی. باری همچنان که به هم گوش می‌سپردند به تفاهمی ژرف‌تر رسیدند، و هم‌صدایی و همسازی‌شان فزون گشت. و چنین واقع شد که ایلوواتار جمله آینور را به نزد خویش فرا خواند و نغمه‌ای شگرف به ایشان باز نمود، و از چیزهایی بزرگ‌تر و شگفت‌تر از آنچه تا به‌اکنون آشکار گردانیده بود، پرده برگرفت؛ و شکوه آغاز و جلال انجامش آینور را مبهوت ساخت. چنان‌که ایلوواتار را نماز بردند و خاموش ماندند». ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools