برادران گریم

از این نویسنده بشنوید:
نویسنده:
  • کتاب صوتی - پادشاه ریش‌انبوه - ماه آوا
  • کتاب صوتی - پرنسس و قورباغه - ماه آوا
  • کتاب صوتی - دوازده پرنسس رقصنده - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

راه به قدم های تو روشن می شودنویسنده: هاکان منگوچRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ از همان لحظه که به‌عنوان انسان پا به این جهان پرسروصدا گذاشتیم، فکرها و استدلال‌های گوناگون هم با ما به این جهان قدم گذاشتند. همین فکرها که البته خیلی از مواقع به کمکمان آمده‌اند، گاهی به دشمن درجه‌یک ما بدل می‌شوند. می‌خواهیم کار جدیدی را شروع کنیم اما موانع ذهنی خودساخته، جلوی ما را می‌گیرند. همه چیز در امن و امان است اما نگرانی‌های گوناگون به ذهنمان هجوم می‌آورند که مبادا خطری در راه باشد. خب، می‌بینید که دستگاه پرقدرت مغزمان همیشه در حال فعالیت است اما این پرکاری گاهی به ضرر ما تمام می‌شود. بله، آرامش، شادی و رضایت از زندگی در جدال با افکار بیهوده و اضطراب‌ها شکست خورده و برای همیشه ما را تنها می‌گذارند. هاکان منگوچ که می‌توان او را از صوفیان مدرن دانست با تعمق در ابیات مولوی و سیر در اندیشه‌های بی‌کران این شاعر، آثاری را تألیف کرده که از پرطرفدارترین کتاب‌های روانشناسی هستند. ”

برای یک شب عشقنویسنده: امیل زولاRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ امیل زولا (1840- 1902) نویسنده‌ی نامدار فرانسه در داستان بلند برای یک شب عشق زندگی مردی منزوی و رانده‌شده را روایت می‌کند که دچار عشقی بعید می‌شود. دختری از طبقه‌‌ی رفاه‌زده که خلقی غریب دارد و ظاهراً دست‌نیافتنی است و رابطه‌ای نابهنجار با خانه‌زادشان دارد. زولا از امیال و گرایش‌های پیچیده‌ی آدمی تصویری مهیج و تأمل‌برانگیز نشان می‌دهد. ارباب و بنده‌ای که هر کدام از نقششان لذتی وافر می‌برند. - درباره‌ی نویسنده‌ی کتاب برای یک شب عشق: امیل زولا نویسنده و روزنامه‌نگار فرانسوی قرن نوزدهم و بنیان‌گذار مکتب ناتورالیسم است. شهرت ادبی او بیشتر مدیون بیست جلد رمان به‌هم‌پیوسته‌ی روگن ماکار است که جامعه‌ی فرانسوی را در دوران امپراطوری دوم فرانسه (1852-1870) وصف می‌کند. برخی از رمان‌های مهم این مجموعه عبارت‌اند از: ژرمینال، آسوموار، زمین، پول. - بخشی از کتاب: ژولین در ظلمتی که ناگاه سراسر اتاق را گرفت، صدای بسته‌شدن در و دور شدن خش‌خش لباس ابریشمی ترز را در امتداد راهرو شنید. در انتهای شاه‌نشین، روی زمین نشست، هنوز جرئت نمی‌کرد از آنجا بیرون بیاید. ژرفای شب پرده‌ای جلوی چشم‌هایش می‌کشید؛ اما کنار خود وجود آن پای برهنه را که گویی تمام اتاق از حضورش سر شده بود، حس می‌کرد. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools