نگاهی اجمالی به کتاب“ شب به زودی سراسر جنگل را فرا گرفت. قورباغههای برکه آواز جمعی خود را شروع کردند. چند زاغچه مدت کوتاهی روی درخت مجاور با هم مشاجره کردند. جغدی در فاصلهای دوردست میخواند. از دور صدای گرگ میآمد. آخرین فکر سام، وقتی به خواب فرو میرفت، این بود که هنوز برای جوجههایشان اسم انتخاب نکردهاند. با خود گفت: «باید فردا صبح در این باره صحبت کنیم.» پلکهای سام به آرامی بسته شدند و او کلاغوار تبسم کرد، همان لحظه اسمی از خاطرش گذاشت؛ اسمی برای آن جوجهای که باعث افکار گوناگون، پیشبینی و هیجان او شده بود. جآشوا. او را جآشوا میخواندند، و این نام پدربزرگ سام و همسر اسمرالدا بود. جآشوا نام خوبی برای قهرمان بود، مگر نه؟ ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب ساعت شوم، در ژانر رمان و توسط گابریل گارسیا مارکز نوشتهشده است. این کتاب برای نخستین بار در سال 1962 منتشر شد. گابریل گارسیا مارکز این کتاب را زمانی که در پاریس زندگی میکرده نوشته است و عنوان اولیه کتاب « شهر لعنتی یا لعنت به این شهر» بوده است، اما مارکز بعد از بازنویسی این داشتان نامش را به ساعت شوم تغییر داد. کتاب ساعت شوم برندهی جایزهی ادبی کلمبیا شد، نکته جالبی که دربارهی این کتاب وجود دارد این است که تعدادی از شخصیتها و موقعیتهایی که در این کتاب رخ میدهند، بعداً در کتاب صد سال تنهایی تکرار میشوند. ”