نگاهی اجمالی به کتاب“ پیام کتاب معبد سکوت برای اسیرانِ دنیای مادی مانند آبی است برای تشنگان، نانی برای گرسنگان و سقفی برای آوارگان. اسپالدینگ و همراهانش در طول سفر حیرتانگیز خود با راهبران معنوی بسیاری ملاقات کردند که بینش شگفتانگیزی را برایشان به ارمغان داشت. آنها به واسطهی شاگردی نزد برخی اساتید روحانی شاهد معجزاتی غیرمنتظره بودند، برای مثال تنها حضور یکی از این افراد برای خاتمه بخشیدن به نزاع حیوانات وحشی کافی بود یا دیگری میتوانست بدون مشکل بر سطح آب قدم بزند.
چنین معجزاتی را باور کنید یا نه، این اثر نقش مهمی در معرفی خاور دور یا آسیای شرقی به جهان غرب ایفا کرد. شاید انتساب ایدهی «اساتید شرقی که قادر به هدایت سرنوشت بشری هستند» به برد تی. اسپالدینگ چندان بیراه نباشد!. او در تالیف کتاب صوتی معبد سکوت فریده مهدوی دامغانی علاوه بر روایت داستانهای آموزنده از توصیفات دراماتیک نیز بهره برده تا مخاطبانش را کاملا تحت تاثیر قرار دهد و در این کار موفق هم بوده. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ من کیستم؟ چرا اینگونه فکر می کنم؟ عقاید من تا چه حد نتیج? فرهنگ و محیط رشد من است؟ اگر در جای دیگری متولد می شدم آیا باز هم به آنچه امروز اصرار دارم، اصرار می ورزیدم؟ یا به چیزهای متفاوتی معتقد بودم؟ من در چه فرهنگی بزرگ شده ام و این فرهنگ، طرز فکر مرا چگونه شکل داده است؟ آیا نمی شد طور دیگری فکر کرد یا خوب و بدهای دیگری داشت؟ احساسات و تمایلات من چیست و چگونه این تمایلات، نگاه من را به دنیا شکل داده است؟ آیا در افکار و باورهای من تعارض و تناقض وجود ندارد؟ آیا طرز فکر من برایم بیشتر عامل شادی و راحتی است یا مای? رنج و گرفتاری؟ چگونه می توانم خودم را از رنج افکار و احساسات مزاحم رها کنم؟ آیا مسیر زندگیم را خودم انتخاب کرده ام یا با تلقینات محیط به این راه کشانده شده ام..؟ اینها سوالاتی است که در خودشناسی به آن می پردازیم. پاسخ دادن به این پرسش ها می تواند نگاه ما را به دنیا شفاف کند و به زندگی مان معنا و جهت روشنی بدهد. در خودشناسی، از رنج تردید و تناقض رها می شویم و در زندگی، مطمئن و آسوده گام بر می داریم. خودشناسی، جمع آوری دانش و اطلاعات نیست، خودشناسی رسیدن به بینش و خردمندی است. «از رنج تا رهایی» به زبانی ساده و صمیمی، خواننده را با خود همراه می کند تا نکات جذاب و قابل تأملی را درباره خود، فریب های ذهن، معنای زندگی و ریشه های رنج و ناکامی پیش روی او بگذارد. ”