سفیر سلامتی خودت باش

کتاب صوتی

کتاب صوتی سفیر سلامتی خودت باش

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی:

ناشر: نشر البرز

سال چاپ: 1398

شابک:

دسته بندی: روانشناسی

خلاصه:

من قصد دارم در این کتاب توصیه‌هایی کاربردی به شما ارائه دهم تا به کمک آن‌ها در برابر بسیاری از بیماری‌ها از خود محافظت کنید. این توصیه‌ها درک متفاوتی از علم پزشکی است و با استفاده از منابع ویژه خود، خواهیم توانست زره‌مان را در برابر آسیب‌ها مقاوم‌تر کنیم. جسم و روح ما دائماً با یکدیگر در تعاملند و گنجینه‌هایی واقعی هستند که باید آنها را به‌درستی بشناسیم و هر روز از آن‌ها محافظت کنیم. این توصیه‌ها به پنج بخشی تقسیم می‌شوند که ستون سلامتی ما هستند: تغذیه، مدیریت بدن، مراقبت‌های روزانه، محافظت از مغز و درنهایت، رازهای خودکنترلی و خوش‌بینی.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابردار مریم نشیبا

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی قدرت قدرت

راندا برن

کتاب صوتی صراحت بیان صراحت بیان

جودی مورفی

کتاب صوتی وابی سابی وابی سابی

نوبوئو سوزوکی

کتاب صوتی درد عشق درد عشق

لودرو رینزلر

کتاب صوتی قهرمان قهرمان

راندا برن

تازه‌های ماه‌آوا

دختری از پرونویسنده: ماریو بارگاس یوساRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ داستان عشقی پر فراز و نشیب، در کشاکش تغییرات سیاسی و اجتماعی پرسروصدایی که در نیمه‌ی دوم قرن بیستم در مکان‌هایی مانند لیما، پاریس، لندن، توکیو یا مادرید در حال رخ دادن است. ریکاردو، یکی از دو شخصیت اصلی کتاب صوتی دختری از پرو نوجوانی از طبقه‌ی متوسط ??رو به بالای جامعه است که عاشق زن جوانی به نام لیلی می‌شود. اما لیلی در رابطه‌ی خود با ریکاردو دروغ بزرگی به او می‌گوید که سبب می‌شود همه چیز رنگی دیگر به خود بگیرد. این زن جوان به‌ناگاه از زندگی ریکاردو ناپدید می‌شود. ریکاردو پس از مدتی در پی تحقق آرزوی دیرینه‌ی خود یعنی زندگی در پاریس، شهری که پدرش در کودکی با او از آن حرف زده بود، رهسپار سفر می‌شود. در آن‌جا به عنوان مترجم در سازمان یونسکو مشغول به کار می‌شود و در پایتخت فرانسه دوباره با زن جوان ملاقات می‌کند؛ این بار با نامی دیگر. زنی که در طول کتاب از خلال سفرهایش به لندن، توکیو و مادرید ماجراهای پیچیده‌ای را با ریکاردو از سر می‌گذراند که عشق و البته نابودی را به همراه خواهد داشت. ”

ذهن فضولنویسنده: علی شمیساRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ درصدی از انسان‌ها هویت وجودی خود را از فضولی، سرک کشیدن و دخالت‌های خود به دست می‌آورند. گویی اگر دخالت در زندگی مردم نکنند روزشان شب نمی‌شود، درواقع شعار زندگی‌شان این می‌شود «من فضولی می‌کنم، پس هستم!» و وقتی این جمله جزء نمایشنامه روانی زندگی یک فرد، چه زن و چه مرد، بشود، حال و روزش معلوم و درواقع جزء قواعد و دستورات ناخودآگاه ذهنش می‌شود، طوری که فرد از این طریق به زندگی خود معنا و مفهوم می‌دهد، به مهمانی می‌رود و پرسش‌هایش شروع می‌شود، آن‌قدر که گاه دیگران او را نشان می‌کنند و می‌دانند که نمی‌توانند از دست سؤال‌های او فرار کنند و باید خود را کنترل کنند یا به او اطلاعات ندهند؛ اما او که سال‌هاست فضولی و سرک کشیدن را تمرین کرده است، اکنون به‌طورکامل با مهارت و ظرافت سؤال می‌پرسد، طوری که مجبور می‌شوید اطلاعات بدهید، شاید هم یک‌دستی بزند تا اطلاعات بگیرد و موفق هم بشود. او دیگر یک فضول ناشی و بی‌دست‌وپا نیست، او می‌داند چه چیز را چگونه و چطور بپرسد، در چه زمان بپرسد که بتواند جواب بگیرد و در چه مکان طرح مسئله و مشکل کند تا جزئی‌ترین اطلاعات را به دست آورد. افرادی را دیده‌ام که به بیرون کشیدن اطلاعات از دیگران مباهات می‌کنند و خود را کسی می‌دانند که می‌تواند شیطان را هم درس بدهد. او سال‌هاست از دخالت‌ها، سرک کشیدن‌ها و فضولی‌های خود سود برده است و توانسته از دیگران اطلاعات بگیرد و اوقات خود را این‌گونه پر کند و به‌نوعی در خودش هیجان ایجاد کند. چنین فردی دیگر یک فضول اتفاقی نیست که تصادفی در زندگی دیگران سرک کشیده است، کودک فضول و والد مداخله‌گر او در هر ارتباطی سریع و رسمی فعالیت تجسس خود را شروع می‌کند و تجسس برای او مرحله‌بندی دارد؛ مرحله یک، دو، سه و با یک سلام و احوالپرسی شروع می‌شود، کم‌کم و بسیار رندانه، طوری که گاه طرف متوجه منظور پرسش‌های او نمی‌شود و خیلی صبورانه و با حوصله جلو می‌رود و آن‌قدر ماسک مهربان و به من چه مربوط است بر چهره زده است که باید بسیار تیز بود تا بتوان دست او را خواند. او استاد این گونه بازی‌هاست. او در مسابقات فضول‌ها رتبه و مدال گرفته است و در قالب عروس، داماد یا دوست و همکار و همسایه به پست شما خورده است. او می‌آید که از شما بیشتر بداند، بفهمد و در صندوقش از شما اطلاعات رازگونه بیشتر داشته باشد و روزی می‌رسد که چشم در چشم شما می‌شود و می‌گوید که پرونده زندگی شما پیش من است، لطفاً خفه شو. او همان فردی است که با این جمله کوتاه صبح خود را شب می‌کند و باور دارد که فضولی می‌کند، پس هست و برای خود عددی است. شما چطور، چند درصد در ناخودآگاه خود به صادق بودن این شعار در مورد خودتان باور دارید؟ هیچ، اصلاً، ابداً؟ لطفاً کمی از خوب نشان دادن خود دست بردارید و خیلی صادقانه و بی‌رحمانه باورهای ذهنتان را نقد و تجزیه‌وتحلیل کنید. مثال: ابی مجسمه فضولی است. این آدم اصلاً در هیچ موضوعی برای خود حدومرزی نمی‌بیند. در هر سوژه‌ای سرک می‌کشد و به حرف کسی هم گوشش بدهکار نیست. او می‌خواهد بداند و بداند و همه را به جان هم بیندازد، کافی است پرش به شما گیر کند. مطمئن باشید از زندگی‌تان سر درمی‌آورد. آمار همه اطرافیان خود را دارد و گویی با آن‌ها زندگی کرده است. گاهی آن‌قدر ریز جزئیات دیگران را می‌گوید که آدم به او شک می‌کند. او از این همه فضولی و دخالت، هویت پیدا و احساس می‌کند از این طریق مورد توجه همه قرار می‌گیرد. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools