نگاهی اجمالی به کتاب“ داستان دفتر بزرگ اثر آگوتا کریستوف در سال 1986 منتشر شد. داستان این کتاب از زبان دو پسر بچه دوقلو است که در میانهی جنگ جهانی دوم مجبور میشوند از شهر به روستایی که مادربزرگشان در آن زندگی میکند، مهاجرت کنند. نویسنده در این کتاب سختیها و ناملایمات جنگ را نشان میدهد که باعث میشود نسل بعد از این واقعه؛ سختکوشتر و مبارزتر تربیت شوند.
کریستوف چهرهای از جنگ را در این کتاب به تصویر میکشد که پیشتر کمتر به آن توجه شده است. او در داستان دفتر بزرگ، نابود شدن احساسات و عواطف مردم در شرایط سخت را درونمایهی داستانش قرار داده و دنیای بیرحم جنگ و تاثیرش بر روح و روان کودکان و مردم را روایت میکند. کریستوف در واقع باتجربهی تلخ خودش از جنگ جهانی دوم در داستان دفتر بزرگ فجایع را از زبان کودکان بیان میکند.
داستان دفتر بزرگ از زبان دو پسر بچه با هم تعریف میشود که در شرایط سخت جنگ برای مقاوم بودن تمرین میکنند. این دو پسر بچه به روستایی لب مرز سفر میکنند که مردم آنجا مادربزرگشان را جادوگر مینامند. آنها در شهر از حمام، سلمانی و رختخواب تمیز برخوردار بودهاند درحالیکه در شرایط جدید همراه زنی کثیف باید زندگی کنند که همیشه لباسهایی به رنگ خاکستری میپوشد و بوی نامطبوع میدهد. شرایط دشوار و پیچیده زندگی این دو پسر بچه که باید به دور از مادر و پدرشان زندگی کنند بازتابی از تاثیر جنگ است که باعث میشود حتی کودکان هم دارای روح و جسمی پولادین، عاری از هرگونه نشاط، محبت و عشق شوند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ اثری که اکنون پیش روی شماست، پرفروشترین کتاب در تاریخ استرالیا به شمار میرود و بیش از 33 میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسیده است. هستهی مرکزی کتاب صوتی پرنده خارزار پیرامون اتفاقاتی شکل میگیرد که برای خانوادهی کلیری رقم میخورد. کتاب در هشتم دسامبر 1915 در نیوزیلند آغاز میشود؛ چهارمین سالگرد تولد مگی کلیری، تنها دختر پادریک و فیونا؛ کودکی زیبا با موهای مجعد قرمز مایل به طلایی. اما وقایع سلسلهوار و پیچیدهی رمان از زمانی شروع میشوند که پدی، پدر خانواده، از خواهر بزرگترش که در استرالیا زندگی میکند پیشنهاد کاریِ فوقالعادهای دریافت میکند و تصمیم میگیرد به همراه همسرش فیونا و هفت فرزندشان از نیوزیلند به استرالیا مهاجرت کند.
کتاب صوتی پرنده خارزار در سالهای 1915 تا 1969 روایت میشود و کالین مک کالو در آن به روایت وقایع سه نسل از خاندان کلیری میپردازد؛ قبیلهای رام نشدنی از دامداران که در سرزمینی زیبا روزگار میگذرانند، درحالیکه باید با تلخیها، ناملایمتیها و اسرار خانوادگیشان مبارزه کنند. اما این داستان بیش از هر شخصیت دیگر، دربارهی مگی و کشیش جنزدهای بهنام پدرْ رالف دو بریکاسارت است و وقایع آن پیرامون پیوند آتشین این دو قلب و دو روح رقم میخورند؛ رابطهای که در ادامه بهشیوهای خطرناک و ناسالم از مرزهای اخلاق فراتر میرود. ”