نگاهی اجمالی به کتاب“ آیا تابهحال برایتان پیش آمده است که بهشکل مکرر وسایلی مانند کلید یا کارت بانکیتان را در خانه جا بگذارید؟ آیا مدام از این شاخه به آن شاخه میپرید؟ آیا تمرکز روی یک مسئله، مثلاً مطالعهی یک کتاب یا گوش دادن به حرفهای کسی که مقابلتان نشسته است برایتان جزو دشوارترین کارهای دنیاست؟ آیا اطرافیانتان از اشتباهات سهلانگارانه و تکرارشوندهی شما به ستوه آمدهاند؟ آیا کوچکترین سروصدایی حواس شما را از کاری که مشغول آن هستید پرت میکند؟
اگر چنین است، احتمالاً شما دچار مشکل عدم تمرکز هستید. مسئلهای که تیبو موریس در کتاب تمرکز قدرتمند بهطور مفصل به آن میپردازد. اما جای هیچ نگرانی وجود ندارد. این عارضه پدیدهای بسیار رایج است که برای اغلب افراد بهطور موقت و دورهای اتفاق میافتد. خستگی مفرط، شلوغی و آشفتگی اوضاع ذهنی و حتی پایین و بالا شدن برخی از هورمونها در بدن از جمله مهمترین عواملی هستند که میتوانند تمرکز فرد را مختل کنند. در بعضی موارد حاد، این پدیده ممکن است بهحدی پیشرفت کند که به یک اختلال تبدیل شود؛ اختلالی که تنها با کمک گرفتن از رواندرمانگر میتوان آن را درمان کرد. اما برای بیشتر افراد این پدیده بدون نیاز به مراجعه به متخصص هم قابل پیشگیری است. در بسیاری از موارد میتوان ریشه و منشأ عدم تمرکز را حدس زد. برای مثال، اگر در طول شب خواب ناکافی یا بیکیفیتی داشته باشید، یا در محل کارتان سروصدای نامتعارفی باشد، ممکن است تمرکز شما حین انجام دادن کارتان به هم بریزد. همچنین، برخی از تغییرات هورمونی و یا مصرف بعضی از داروها نیز میتوانند جزو منشأهای فیزیکی این عارضه باشند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کلاریسا پینکولا استس در کتاب صوتی زنانی که با گرگها میدوند اسطورهها، افسانهها و داستانهای غنی فرهنگها و قبایل گوناگون را بازگو میکند تا زن امروزی از خلال شنیدن آنها ارتباط خود با نیای فراموششدهاش را احیا کند. اما این نیای فراموششده کیست؟ چرا فراموش شده است و چرا باید زن امروزی آن را دوباره مبعوث کند و رشتههای خود را با او از نو رج بزند؟
داستانهای اسطورهای و افسانههای نیاکان ما از دل انسانیترین غرایز بشر پدیدار شدند. زن در این افسانههای بدوی، چنانکه نمود آن را در الههها و شخصیتهای اسطورهای میبینیم، سرشتی مبتنی بر غریزه داشت و در هارمونی و نسبتی تنگاتنگ با طبیعت وحشی پیرامون خود قرار داشت. تصویر درخشانی که عنوان کتاب ترسیم میکند نیز اشاره به همین موضوع دارند. زنی که در میان گلهای از گرگها در پهنهی دشت میدود. با تنی عریان، گیسوانی رها و سرشتی سرکش و وحشی. درست مانند گرگها. در روزگاری که هنوز خبری از تمدن نیست. خدایان و ایزدبانوان بهجای شهریاران حکومت میکنند و انسان در ساحت اسطوره میزیَد، و نه ساحت اندیشه. ”