نگاهی اجمالی به کتاب“ رونالد.تی پاتر افرون در کتاب صوتی اینقدر عصبانی نباش روشهای کارآمدی را در اختیار شما میگذارد که با استفاده از آنها میتوانید خشم خود را در هر شرایطی مهار و از بروز آسیبهای جبرانناپذیر جلوگیری کنید.
همهی ما بیتردید در زندگی احساس خشم را تجربه کردهایم. بسیاری از ما بهسبب شرایط موجود همواره و در بسیاری از لحظات زندگی دچار خشمی هستیم که گویی زیر پوستمان جریان دارد. برخیهایمان در موقعیتهای مختلف خشم لحظهای را تجربه کردهایم. عصبانیت و خلق و خوی انفجاری در هر سطح و اندازهای میتواند تبعات جبرانناپذیر بسیاری به همراه داشته باشد. تبعاتی که ممکن است به قیمت از دست دادن شغل، دوستان و عزیزانمان یا شاید حتی آزادی تمام شود. پس بهتر است پیش از قرار گرفتن در شرایطی که ممکن است مجبور به پرداخت هزینهی گزاف شویم، برای خشم خود دنبال چاره و راهکار مناسبی بگردیم. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ ادبیات داستانی ایران، علیرغم غنای فکری، مضمونی و زبانیاش، هرگز روی خوشی به ژانرها نشان نداده است. در تاریخ این ادبیات، به ندرت اثر ارزشمندی را مییابیم که مطابق تعاریف پذیرفتهشده، متعلق به یکی از ژانرهای به اصطلاح سرگرمکنندهی ادبی، از جمله ژانرهای جنایی، علمی - تخیلی، معمایی، ترسناک، گوتیک و... باشد. در همین راستا، باید اذعان داشت که ژانر فانتزی، در مقایسه با سایر ژانرهای یادشده، به طور خاصتری نادیده گرفته شده است! امری که با در نظر گرفتن مایههای خیالیِ نیرومند در سنتِ داستانگوییِ شفاهی ایران، نه فقط عجیب، بلکه تأسفبار مینماید.
بحث از دلایل ژانرگریزیِ داستاننویسان و خوانندگان ایرانی، مستلزم مجالی فراختر از این است. به هر رو، ما سطور پیش را تنها به این بهانه نوشتیم که یکی از معدود کتابهای ارزشمندِ ژانر فانتزی در زبان فارسی را خدمتتان معرفی کنیم: اثری از احمدرضا صالحی با عنوان میدگارد 1: دره طلسم شده.
داستانِ کتاب میدگارد (Midgard)، حول محور پسری به نام آریا میگردد. سلسله ماجراهای هیجانانگیز و شگفتیآوری که این پسر جوان در مقام قهرمان داستان پشت سر میگذارد، از زمانی آغاز میشود که او، طی رویدادی مرموز، به پریزادگیِ خود پی میبرد! ماجرا از این قرار است که آریا، بر خلاف آنچه ظاهرش نشان میدهد، نه کاملاً انسان، بلکه پری - انسانی جادوییست. واقعیتی که متأسفانه یا خوشبختانه، برای او ماجراهای خیالیِ فراوانی رقم خواهد زد. آخر، در عالم جن و پری، نادیده گرفتن «خون و اصالت»، امری ناممکن مینماید... ”