یاسمن شاهسون

از این هنرمند بشنوید:
ادیتور:
  • کتاب صوتی - راز سایه - ماه آوا
  • کتاب صوتی - اعترافات در ساعت هفت و چهل و پنج - ماه آوا
  • کتاب صوتی - برو به دستش بیار - ماه آوا
  • کتاب صوتی - یکی از ما نفر بعد است - ماه آوا
  • کتاب صوتی - وابستگی متقابل - ماه آوا
  • کتاب صوتی - زندگی زیبا پیش روی شماست - ماه آوا
  • کتاب صوتی - ابهام را در آغوش بگیر - ماه آوا
  • کتاب صوتی - ماورای طبیعی شدن - ماه آوا
  • کتاب صوتی - شام در رستوران دلتنگی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - چرا بیت کوین بخریم - ماه آوا
  • کتاب صوتی - تا بهار صبر کن باندینی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - در باب زندگی مینیمالیستی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - باورهای غلط شما - ماه آوا
  • کتاب صوتی - چطور از خودم راضی باشم - ماه آوا
  • کتاب صوتی - تخم شر - ماه آوا
  • کتاب صوتی - اتوبوس انرژی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - وابستگی متقابل- هم وابستگی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - ساعت بی عقربه - ماه آوا
  • کتاب صوتی - کتابفروشی نویسندگان فقید - ماه آوا
  • کتاب صوتی - عروس فریبکار - ماه آوا
  • کتاب صوتی - همسر دوست داشتنی من - ماه آوا
  • کتاب صوتی - کلارا و خورشید - ماه آوا
  • کتاب صوتی - میدگارد- جلد اول - ماه آوا
  • کتاب صوتی - برای تبدیل رویاهایت به واقعیت - ماه آوا
  • کتاب صوتی - سه کتاب - ماه آوا
  • کتاب صوتی - ژرمینال - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

نان آن سالهانویسنده: هاینریش بلRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ در کتاب پیش رو راوی داستان جوانی است که از 16 سالگی در شهر کار می کند. او تعمیرکار لوازم خانگی است و با درنظر گرفتن وضعیت اقتصادی آلمان پس از جنگ دوم جهانی، درآمد خوبی دارد. کل داستان مربوط به یک روز ابتدای هفته (دوشنبه) است؛ روزی تمام ناشدنی که در انتهای داستان هنوز چند ساعتی از آن باقی است! صبح روز دوشنبه تلگرامی از پدرش می‌رسد که هدویگ دختر مدیر مدرسه (همکار پدر) برای ادامه تحصیل به شهر می‌آید و فندریش می‌بایست به ایستگاه راه آهن برود و او را با رعایت ادب به آپارتمانی که قبلن برای او اجاره کرده‌‍است برساند. او با کمی نارضایتی تن به این کار می‌دهد اما مواجهه او با هدویگ تاثیر عجیبی روی او می‌گذارد به نحوی که…. ”

از این مطمئنمنویسنده: اپرا وینفریRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ داستان جدیدی نیست، اما فکر می‌کنم، حداقل برای این کتاب، ارزش دارد که یک بار دیگر آن را تعریف کنم. سال 1998 بود و داشتم فیلم محبوب را در مصاحبه‌ی تلویزیونی زنده با جین سیسکِل، منتقد فیلم بزرگ شیکاگو سان‌تایمز، معرفی می‌کردم و همه‌چیز داشت خیلی آرام پیش می‌رفت تا اینکه اوضاع به هم پیچید. او پرسید: «بگو ببینم، از چی کاملاً مطمئنی؟» اولین بار نبود که مصاحبه می‌کردم. سال‌های سال در مصاحبه‌ها سئوال‌های ترسناکی مثل این را از من پرسیده بودند و هنوز هم می‌پرسند و معمولاً جوری نمی‌شود که هیچ کلمه‌ای برای پاسخ پیدا نکنم، اما باید بگویم جین موفق شده بود مرا گیر بیندازد. با من‌ومن و درحالی‌که می‌دانستم او به‌دنبال چیزی بزرگ‌تر، عمیق‌تر، پیچیده‌تر است، گفتم: «اوه،‌ درباره‌ی این فیلم؟» اما داشتم طفره می‌رفتم تا در ذهنم به پاسخی حداقل کمی منسجم برسم. اما او گفت: «نه، می‌دونی منظورم چیه؛ درباره‌ی خودت، زندگی‌ت، هرچی، همه‌چی...» «اوه، من مطمئنم که... اوه... مطمئنم که، جین، یه کم وقت می‌خوام که درباره‌اش بیشتر فکر کنم.» حالا شانزده سال گذشته و از آن موقع تا به‌حال خیلی به این پرسش فکر کرده‌ام، طوری‌که تبدیل به پرسش اساسی زندگی‌ام شده است: هر شب از خودم می‌پرسم دقیقاً‌ از چه مطمئن هستم. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools