نگاهی اجمالی به کتاب“ سیلکا که دختری شانزده ساله است به اردوگاه آشویتس-بیرکناو اعزام میشود و فرماندهی اردوگاه مجذوب زیبایی او میگردد. این دختر نوجوان علیرغم میلش از زندانیهای زن دیگر جدا میشود و به سرعت درمییابد که قدرت، حتی اگر ناخواسته باشد میتواند بقای انسان را تضمین کند.
جنگ جهانی دوم به پایان میرسد اما مشکلات سیلکا تمام نمیشود و ارتش شوروی او را به جرم همکاری با دشمن برای گذراندن محکومیتی پانزدهساله به اردوگاه کار اجباری در سیبری میفرستد. سیلکا هر روز با مرگ و زندگی در مبارزه است اما در همین ایام به وجود نیرویی در خود پی میبرد که حتی تصورش را هم نمیکرد آن را داشته باشد. او در سختترین شرایط، با کمک پزشکی مهربان در بیمارستانِ اردوگاه، به پرستاری بیماران روی میآورد. سیلکا در این موقعیت جدید، دوستانی مییابد و متوجه میشود که حتی در سختترین شرایط نیز قلبش میتواند برای عشق به دیگران بتپد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کافی است کمی اهل شاهنامهخوانی باشیم تا بدانیم که سراسر ابیات این اثر سترگ را در دو نیمه میتوان جای داد: نیمهی خیر و نیکی و نیمهی شر و پلیدی! اگرچه چهرهی منفور ضحاک در نیمهی سیاه شاهنامه قرار میگیرد اما این نکته از اهمیت این شخصیت در داستان و باورهایی که درمورد او وجود داشته، کم نمیکند. علیاکبر سعیدی سیرجانی اینبار هم سنتشکنی کرده و بهجایاینکه از رستم و دلاوریهایش بگوید یا داد سخن از شجاعت کاوه بدهد، در کتاب صوتی ضحاک ماردوش کوشیده تا مروری بر شخصیت تاریک این حاکم ستمگر داشته باشد. این کتاب صوتی حاصل تلاش علمی و محققانهی علیاکبر سعیدی سیرجانی است که در بازخوانی و بررسی ادبیات کهن تبحر بالایی دارد. ”