نگاهی اجمالی به کتاب“ سرجوخهی مقرراتی در مقابل آن زیبایی آرامشبخش پایش لرزید. او که پشت تیرهپوستان را با شلاق دریده بود، او که شجاعت و طمعکاریاش نسلی نو در کالیفرنیا پدید آورده بود، آن مرد ریشو، آن حامل بیرحم تمدن از زین به پایین لغزید، کلاهخود پولادین از سر برداشت. زیر لب گفت: «ای مریم مقدس،اینجا دشت سرسبز بهشتی است که پروردگارمان وعده داده.» ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ بازیگر جوانی برای گرفتن نقش کوچکی در تئاتر نزد کارگردان صاحب نام و پرمدعایی می رود.کارگردان درباره نقش بازیگر برای او تحلیل های مبسوطی می کند در حالی که براساس متن نمایش،دیالوگ های بازیگر صرفا /بله ونه/می باشد. ”