نگاهی اجمالی به کتاب“ راوی داستان در ایستگاه قطاری دورافتاده و پرت با مرد مرموز و افسرده ای آشنا می شود که سالهاست به عنوان علامت چی در این ایستگاه کار میکند.مرد علامتچی از اشباحی حرف می زند که او و ایستگاه را احاطه کرده اند و خبرهای ناخوشایندی می آورند.راوی ابتدا حرف های علامتچی را جدی نمیگیرد تا اینکه حادثه ای تلخ روی می دهد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ ال. جی. اسمیت همانند دیگر آثار مجموعهی خاطرات خونآشام، در این رمان نیز عشق را به نبرد پیوند میدهد تا شنوندهی داستان علاوهبر دنبال کردن صحنههای پرتلاطم مبارزه، هرچند کوتاه، از حضور عشق در لابهلای رخدادها نیز لذت ببرد. قلم نویسنده همانقدر که میتواند برای مخاطب مهیج و نفسگیر باشد، میتواند احساسی و برانگیزانندهی عواطف او هم باشد. مخاطب با شنیدن چگونگی برخورد النا با استفان در زندان و لحظات سرشار از عواطف انسانی، بیشک به وجد میآید. ”