نگاهی اجمالی به کتاب“ «هری مورگان» پیرمرد سادهدلی است که سالها ناخدا بوده و به ماهیگیری میپرداخته اما پس از برخورد با یک گردشگر ثروتمند زندگیاش زیرورو میشود. داستان از این قرار است که هری قایق خود را به مدت سه هفته در اختیار گردشگر میگذارد تا او نیز پس از استفاده از قایق مبلغی را بهعنوان کرایه به هری بپردازد اما برخلاف انتظار، گردشگر پولی به او پرداخت نمیکند و اعتراض هری هم بینتیجه میماند. این ناخدای کهنهکار که به هر قیمتی شده باید از پس مخارج زندگی بربیاید، تصمیم میگیرد به کارهای غیرقانونی مانند قاچاق انسان، الکل و یا فراری دادن مارکسیستها روی بیاورد. اینجاست که مخاطب از خود میپرسد: آیا انسانیت برای همیشه در مقابل نیازهای مادی رنگ باخته یا هری بار دیگر ارزش انسان بودن را در قبال پول و ثروت ثابت خواهد کرد؟
کتاب صوتی داشتن و نداشتن نخستین رمانی نیست که ارنست همینگوی، نویسندهی برندهی جایزهی نوبل، در آن از ارزشهای انسانی برایتان میگوید. این نویسنده گاه در رمانی مانند «پیرمرد و دریا» زبان به ستایش ارادهی پایانناپذیر آدمی میگشاید و گاهی هم در داستانی مانند کتاب پیشرو، مرثیهای برای ارزشهای ازدسترفته میخواند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ بهجای این که اجازه دهید رنج و شادی در شما تأثیر بگذارند، بیاموزید چگونه از رنج و شادی بهنفع خودتان استفاده کنید. اگر چنین کاری را انجام دهید؛ شما بر زندگیتان تسلط خواهید داشت. اگر چنین کاری را انجام ندهید؛ زندگی بر شما تسلط خواهد یافت.
در این کتاب بهیادماندنی، مطالبی را از آنتونی رابینز میخوانید که شاید در گذشته هرگز آنها را نخواندهاید. او بهترین و مؤثرترین اهرمها یا راهکارهایی را برای شما مطرح میکند که تاکنون به آنها پی برده است. این راهکارها در واقع بهترین و بیشترین پیامدها را در زمینهی پیشرفت شخصی برای شما بهارمغان میآورند. رابینز مطالبش را بهشیوهای روان و صمیمی مطرح میکند. او همهی اشتیاق، تأثیرگذاری و تواناییاش را در این زمینه بهکار میبرد.
رابینز در این کتاب هدیهای ویژه را به شما تقدیم میکند. او میکوشد ثمرهی سالها تلاش کارشناسانهی خودش را در زمینهی پیشرفتهای شخصی در اختیارتان قرار دهد. چنین ثمرهای در نتیجهی کارکردن با بعضی از تأثیرگذارترین و موفقترین انسانها در سازمانهای مختلف بهدست آمده است. رابینز باور دارد که وظیفهاش همواره یکسان خواهد بود. او میکوشد تغییری مثبت را در زندگی افرادی بهوجود آورد که برای مشاوره به او مراجعه میکنند؛ فرقی نمیکند چنین فردی مدیرعامل یا مدیر اجرایی سازمانی بزرگ، معماری نامدار یا فقط و فقط انسانی معمولی باشد که انگیزهاش را بهکلی از دست داده است. ”