نگاهی اجمالی به کتاب“ بسیاری از ما بدون اینکه متوجه باشیم، با خودمان قهر کردهایم! خیلی ساده است: نه به علایق خود توجهی داریم و نه حتی چند دقیقه در روز را به فکر کردن درمورد خودمان اختصاص میدهیم. آخرینباری را که به صدای قلبتان گوش کردهاید، به خاطر دارید؟ هر آرزویی که دارید یا هر هدفی که به سوی آن حرکت میکنید، همگی تحت تأثیر نظری هستند که نسبت به خودتان دارید. آیا با عینک مثبتاندیشی خودتان را در آینه برانداز میکنید یا هر روز با سیلی از انتقادات و سرزنشها به ملاقات خودتان میروید؟ کریستین آریلو در کتاب صوتی دیوانهوار عاشق خودتان باشید هنر خودشناسی را به شما میآموزد. یقین داشته باشید که اگر شخصیت خود را به شکلی واقعگرایانه بشناسید و تواناییهایتان را درک کنید، یقیناً عاشق خودتان میشوید. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ در این رمان صوتی، پوارو را میبینیم که چون خونسردانه و با خشنترین و بیرحمترین تبهکاران و جنایتکاران دستوپنجه نرم کرده بود، به خودش مغرور و مطمئن میشود. او در مقایسه با بسیاری از مردان تنومند، قوی و ورزیدهدل، جرئت بیشتری دارد و در این مورد بهخصوص، خودش را از خیلیها برتر میداند، ولی حتی در زندگی آدمهای شجاع و بیباکی مثل هرکول پوارو نیز لحظاتی وجود دارد که عجز و ناتوانی، سرتاپای وجود آنها را فرا میگیرد.
پوارو، در این رمان، در مطب آقای دکتر مورلی، یکی از سرشناسترین دندانپزشکان لندن که جثه و هیکلش شاید نصف هرکول پوارو هم نمیشد، حس میکرد پاهایش آنقدر ضعیف شده که بهسختی میتواند هیکلش را تحمل کند. او نگاهی به صندلی دندانپزشکی انداخت و بدنش به لرزه درآمد؛ گویی به صندلی اعدام خیره شده باشد. پوارو مانند مردهای متحرک به طرف آن صندلی روان شد. هرکول پوارو، قهرمان شکستناپذیر مبارزه با تبهکاران، از صندلی بیجان و بیتحرک دندانپزشکی میترسید؛ خیلی هم میترسید. ”