دخترک کبریت فروش

کتاب صوتی

کتاب صوتی دخترک کبریت فروش

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی:

ناشر: نشر نگاه

سال چاپ: 1395

شابک:

978-622-7064-59-9

خلاصه:

آن هنگام که در خانه گرم و راحت خود به آسودگی زندگی را می گذرانیم فراموش نکنیم که شاید در نزدیکی ما کسی برای زنده ماندن به گرمای محبت ما نیازمند باشد.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابرداری و میکس آرش رستمی
تهیه کننده راضیه هاشمی

تاریخ تولید اثر: تیر 97

مدت زمان اثر: 11 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

راه به قدم های تو روشن می شودنویسنده: هاکان منگوچRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ از همان لحظه که به‌عنوان انسان پا به این جهان پرسروصدا گذاشتیم، فکرها و استدلال‌های گوناگون هم با ما به این جهان قدم گذاشتند. همین فکرها که البته خیلی از مواقع به کمکمان آمده‌اند، گاهی به دشمن درجه‌یک ما بدل می‌شوند. می‌خواهیم کار جدیدی را شروع کنیم اما موانع ذهنی خودساخته، جلوی ما را می‌گیرند. همه چیز در امن و امان است اما نگرانی‌های گوناگون به ذهنمان هجوم می‌آورند که مبادا خطری در راه باشد. خب، می‌بینید که دستگاه پرقدرت مغزمان همیشه در حال فعالیت است اما این پرکاری گاهی به ضرر ما تمام می‌شود. بله، آرامش، شادی و رضایت از زندگی در جدال با افکار بیهوده و اضطراب‌ها شکست خورده و برای همیشه ما را تنها می‌گذارند. هاکان منگوچ که می‌توان او را از صوفیان مدرن دانست با تعمق در ابیات مولوی و سیر در اندیشه‌های بی‌کران این شاعر، آثاری را تألیف کرده که از پرطرفدارترین کتاب‌های روانشناسی هستند. ”

در خلوت خوابنویسنده: فتانه حاج سیدجوادیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ مجموعه داستان کوتاه «در خلوت خواب» نوشته ی «فتانه حاج سیدجوادی» است. این مجموعه هشت داستان را با عنوان های «رنگ تعلق»، «شیشه»، «در خلوت خواب»، «لالا»، «سمفونی حماقت»، «خرگوش»، «پوچ»، و «عرض زندگی» دربرمی گیرد. در بخشی از داستان «شیشه» می خوانیم: «من آدمی هستم که همیشه دیر رسیده ام. هنوز هم دیر می رسم. در این دیر رسیدن ها هرگز خود مقصر نبوده ام بلکه مانند برگی که روی آب افتاده باشد، در طی مسیر، مرتب و ناخواسته به این شاخ و آن خس و خاشاک گیر کرده ام و دیر رسیده ام. من دیر رسیدم و در نتیجه با وجود آن که در شرق، سرزمینی که در آن قدم نوزاد پسر همیشه مبارک است متولد شده بودم، مرا نمی خواستند. زیرا من آخرین فرزند یک خانواده ی پراولاد بودم و ناخواسته متولد شده بودم. پدر و مادرم با داشتن داماد و عروس از تولد من که ناگهان چون مهمان ناخوانده ای از راه رسیده بودم، مکدر بودند. من از این جهت با پسرعمویم تفاوت بسیار داشتم. او نخستین و تنها پسر خانواده ی خود بود که با نذر و نیاز فراوان و ناز و ادای بسیار متولد شده بود.» ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools