افتخار نبوی‌نژاد

از این نویسنده بشنوید:
برگردان:
  • کتاب صوتی - کارتن‌خواب - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

وارکرفت: شب اژدهانویسنده: ریچارد ای ناکRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ از سال‌های اشک و خون آزروث یادگارهای فراوانی بر جا مانده که گریم باتول، از شوم‌ترین آن‌هاست. این مکان نحس بعد از تراژدی‌های وحشتناکش چیزی بیش از بنایی شوم نبود، اما اهریمنان تخم شرارتی عظیم را در آن‌جا کاشته بودند که بوی متعنفش مشام هر خردمندی را می‌آزرد... . کتاب صوتی وارکرفت: شب اژدها نوشته‌ی ریچارد ای. ناک نیز شرح همین وقایع است، یکی از نفس‌گیرترین و دهشت‌بارترین فجایع آزروث. گریم باتول مکانی است که فرزندانِ الکسترزا، اسیر اورک‌های پست شده بودند. روشی که این نژاد پست از اژدهایان برای اهداف شومشان استفاده می‌کردند مشمئزکننده بود؛ برترین موجودات آزروث مانند حیوانی رام به اورک‌ها خوش‌خدمتی می‌کردند، بی‌اراده مطیع آن‌ها بودند و گاه بلای جان هم‌نوعان خود می‌شدند... . اگرچه در نهایت گروهی متشکل از الف‌ها و جادوگران اژدهایان را آزاد کردند، اما گاه خبرهایی شوم از این کوه نفرین شده به گوش می‌رسید که اگر کراسوس را نادیده بگیریم، هیچ‌کس را نگران نمی‌ساخت. ”

منظومه پیامبر نامبعوثنویسنده: علی اتحادRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ «منظومه‌ی پیامبر نامبعوث» همان‌طور که از نام‌اش بر می‌آید روایتی بلند و شاعرانه است. برای من نوشتن این روایت همچون آبتنی کردن در حوض خاطرات بود. این خاطرات گاهی راه به ادبیات می‌برد و گاه به اسطوره و گاه به روایات تاریخی و گاه به روایات زیست فردی‌ام. خیال می‌کنم که زیست یک یک ما چیزی از این دست است. ما خاطرات قرن‌ها را در خود انبار کرده‌ایم. ما صندوق‌های مملو از خاطراتی هستیم که آن‌ها را یا خود تجربه کرده‌ایم یا پدرمان یا مادرمان یا مادر بزرگ‌ها و پدر بزرگ‌هامان و این همه با آن چه خوانده‌ایم و شنیده‌ایم در آمیخته است تا صندوق را لبالب کند. همه‌ی ما گاهی در خلوت‌مان زیست‌مان را با سرشکستگی شخصیت‌های غم‌نامه‌ها پیوند زده‌ایم. همه‌ی ما گاهی در خلوت‌مان خود را در لباس یک قهرمان دیده‌ایم. همه‌ی ما گاهی در خلوت‌مان احساس کرده‌ایم که خوشبخت‌ترین مردمان روی زمین‌ا‌یم. همه‌ی ما در خلوت‌مان احساس کرده‌ایم که ناگهان دیگر ذره‌ای ایمان برای‌مان نمانده است. همه‌ی ما لحظاتی در زندگی‌مان داشته‌ایم که خیال کرده‌ایم کسی در گوش‌مان چیزی نجوا می‌کند و ایمان از دست‌رفته‌مان را دوباره و به ناگهان باز یافته‌ایم. همه‌ی ما تلخی بی‌مانند تنهایی را زیر دندان مزه کرده‌ایم و همه‌مان در بزنگاهی با خود خیال کرده‌ایم که چشمان کسی بر ماست و تا زمانی که چشم‌های او ما را تماشا می‌کنند به ما گزندی نخواهد رسید. این‌ها، یک به یک این‌ها، برای من معنای انسانیت است. ما فرزندان شوربختی و شادی، فرزندان صبر و بی‌قراری، فرزندان توامان تنگدستی و ثروت‌ایم. «منظومه‌ی پیامبر نامبعوث» تک‌گویی بلندیست که به همین‌ها می‌پردازد و الگوی متنی کار هم زیر تاثیر متون کهن و چکامه‌های آیینی است. جهان متنی مورد ستایش من؛ در ادبیات قرون پیش جای گرفته است و این دلبستگی گاه آن چنان کرانه‌هاش را گسترش می‌دهد که به خواب‌هام سرریز می‌کند. بسیاری از این رویاهای روز و رویاهای شب درون متن «منظومه‌ی‌ پیامبر نامبعوث» جای گرفته‌اند. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools