نگاهی اجمالی به کتاب“ انسان معمولا در درون خود به دنبال جواب این سوال است که چرا آن کار را کردم یا چرا آن کار را نکردم. مغز و فکر انسان چطور کار میکند که در بیشتر اوقات نمیتواند رفتار درست از خود نشان دهد و بعد با ندامت از خود سوال میکند چرا چنین شد و چنان نشد. این سوال باعث شد تا روانشناسان به کشف مفهوم مهمی در رشته روانپزشکی به نام « تحلیل رفتار متقابل» پی ببرند. این شاخه از روانشناسی چگونگی ارتباط و تعامل افراد را بررسی میکند. با استفاده از تکنیک تحلیل مقابل فرد احساسات و لایههای پنهانی که در تعاملات و رفتارهای خود داشته است را بهبود میبخشد و در تمام عرصههای زندگی آن را به کار خواهد برد. کتاب «من خوبم، تو خوبی» نوشتهی توماس هریس به ما کمک میکند تا در هر موقعیتی واکنشی درست و منطقی از خود نشان دهیم.
سوال اغلب افرادی که سراغ کتابهای روانشناسی و رواندرمانی میروند این است که این کتابها برای چه گروهی نوشته شدهاند و مخاطبان اصلی آنها چه کسانی هستند. شاید در نگاه اول به دلیل توضیحات کامل و موشکافانهی توماس هریس، که در این کتاب به شکلی عمیق و موثر موضوع تحلیل رفتار متقابل را بررسی میکند، روانکاوان و رواندرمانگرها و روانشناسان به عنوان مخاطبان اصلی این کتاب فرض شوند. اما موضوع تحلیل رفتارها، موضوعی نیست که تنها مختص به گروه افراد خاصی در جامعه باشد. این کتاب برای افرادی که همواره در زندگی خود با انسانها در ارتباط هستند مثل معلمان، مربیان، والدین و رواندرمانگرها بر اساس نوع ارتباطهایشان کاربرد متفاوتی دارد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ نمایشنامه «اتاق ورونیکا» نوشته آیرا لوین (2007-1929) نویسنده و نمایشنامه نویس آمریکایی است. لوین شهرت خود را مدیون خلق آثاری جذاب در ژانر وحشت است. او خالق کتابهایی چون «فرزند رزماری»، «دام مرگ»، «پسری از برزیل» و «بوسه پیش از مرگ» است که هرکدام منشأ تولید آثار هنری دیگری از جمله فیلم و تئاتر بودهاند. لوین با خلق همین آثار توانست معتبرترین جوایز ادبی ژانر وحشت را از آن خود کند که ازجمله میتوان به جایزه ادگار آلن پو و جایزه برام استوکر اشاره کرد که این جایزه را به خاطر یک عمر فعالیت در زمینه رمان وحشت از آن خود کرد. «اتاق ورونیکا» یکی دیگر از نمایشنامههای ملودرام اوست که میتوان آن را در دسته روانشناسی-وحشت قرارداد. بیشترین تأکید متن این نمایشنامه بر غافلگیر کردن مخاطبان و ایجاد فضایی بسته برای بروز وجوه روانی شخصیتهاست. در این نمایش دوپردهای اشخاصی حضور دارند که از بیماری روانی و جنسی رنج میبرند. هر کدام از آنها در رفت و برگشتهایی بین شخصیت اصلی خود و شخصیتهای خیالی که ساختهاند در نوسانند، تا در نهایت، مفهوم «ناخودآگاه» را در صحنهای بسته و محصور به نمایش بگذارند. ”