نگاهی اجمالی به کتاب“ آیا تا به حال این آرزو را داشتهاید که قادر به خواندن ذهن دیگران بودید و میدانستید که چه در سر دارند؟ هم اکنون با استفاده از سیستمی پیشرفته و طبق اصول روانشناسی به راحتی به آرزوی خود دست پیدا میکنید! دکتر دیوید جی. لیبرمن در کتاب ذهن دیگران را بخوانید (You Can Read Anyone) برنامهای کامل به شما ارائه میدهد که میتوانید به راحتی از آن استفاده و ذهنخوانی کنید.
لازم به ذکر است که کتاب ذهن دیگران را بخوانید اطلاعاتی دربارهی زبان بدن به شما نمیدهد. این کتاب به شما نخواهد گفت چگونه فردی را بر اساس این که به چه شکل دستهایش را جمع کرده یا بندکفشهایش را بسته است قضاوت کنید. بلکه این کتاب به شما یاد میدهد که چگونه متوجه شوید که هر فردی در موقعیتهای متفاوت زندگی چه فکرها و احساساتی در سر دارد. برای مثال، میتوانید دقیقاً بفهمید که آیا یک فروشنده، آدم بیشیله پیلهای است یا شخصی که میخواهید با او دوست یا وارد معامله شوید، آدم قابل اعتمادی است یا نه. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب شفای زندگی با عنوان اصلی You can heal your life اولین بار در سال 1984 منتشر شد. این کتاب مانند بیشتر کتابهای لوئیزآل هی به سرعت به فروشی چشمگیری رسید. لوئیز هی این کتاب را در چهار بخش نوشته است. او در ابتدای کتاب توضیح میدهد که تنها هدفش از نوشتن این کتاب این است که زندگی زیباتری برای همهی خوانندگان بسازد، سبب شود آنها به شفای درون برسند و هرآنچه که میداند را به خوانندگانش منتقل کند. او به خوانندگانش توصیه میکند که از راهکارهای این کتاب استفاده کنند و آنها را دائما تکرار کنند. لوءیز آل هی در بخشهایی از کتابش توضیح میدهد که کتاب شفای زندگی از خوانندگان نمیخواهد که ارتباطشان را با پزشکان و درمانگرها قطع کنند، بلکه تنها روشهایی به خواننده داده است که میتواند با همکاری پزشک خود و با یاری او برای تندرستی و سلامت بیشتر از آنها استفاده کنند.
لوئیز هی، کتاب شفای زندگی را در چهار بخش اصلی و چندین فصل چند صفحهای نوشته است. هر بخش از این کتاب با یک عبارت تاکیدی آغاز شده است و لوئیز هی تاکید میکند که به این عبارت توجه ویژه داشته باشید و آن را بارها با خود تکرار کنید و بنویسید و بگذارید به عمق جانتان برود. برخی از این عبارت تاکیدی به شکل زیر هستند: «کائنات ما را در هر اندیشهای که برگزینیم و به آن معتقد باشیم،کاملا حمایت میکند.» یا «گذشته هر چه باشد، من پدر و مادرم را سرزنش نمیکنم.» یا «نقطهی اقتدار همواره در لحظهی حال است.» ”