نگاهی اجمالی به کتاب“ آنگاه که عشق و درد به هم میآمیزند؛ آنگاه که لحظهای عشق در رگانت میجوشد و گاه درد جانت را در مینوردد ....
ابراهیم که در هیاهوی استانبول، این شهر زنده و پر اتفاق، زندگی معمولی و یکنواختی دارد، با شنیدن خبر مرگ حسین، دوست دوران کودکیاش، به زادگاهش برمیگردد.در آن شهر قدیمی، به دنبال سرنوشت حسین که با عشق و زخم آغاز شده و به مرگ در امریکا انجامیده، روانه میشود و به نام ملکناز میرسد؛ دختر ایزدی و سرآغاز پیوند و جدایی ... ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ ما زنها کارهایی را که می دانیم برای مان سودمند است، انجام نمی دهیم چون به قدری سرگرم مراقبت از دیگران و رتق و فتق امور مربوط به آنها هستیم که از خودمان غفلت می کنیم. مشکل ما ناآگاهی نیست زیرا اطلاعات فراوانی درباره اهمیت خواب کافی، خوردن غذاهای سالم و ورزش کردن داریم. مشکل اینجاست که نمی دانیم چگونه اولویت های زندگی مان را رعایت کنیم.
اما زنان موفق می دانند چگونه از خودشان مراقبت کنند و در ین حال به دیگران نیز اهمیت بدهند. ”