پزشک پوشالی

کتاب صوتی

کتاب صوتی پزشک پوشالی

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

وقتی جای پزشک و بیمار عوض می‌شود

نام اصلی: The Last Straw

ناشر: نشر چشمه

سال چاپ: ۱۳۷۹

شابک:

978-622-6386-56-2

خلاصه:

در این نمایش کمدی با دو شخصیت کاملا متفاوت روبرو هستیم.دکتر فرانک،که مردی میانسال است و بطور غیرقانونی کار طبابت میکند و دیگری آنتونی،جوانی بیست و سه چهار ساله که بدون اطلاع از پیشینه دکتر فرانک نزد او می‌آید.آنتونی که از نوعی اختلال روانی رنج میبرد ابتدا با اعتماد کامل خود را به دکتر فرانک می‌سپارد اما رفته رفته و در طی مداوا وضعیت مضحک و خنده آوری بین این دو مرد شکل می‌گیرد که نهایتا به درگیری می‌انجامد.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابردار صنم کجوئی
کارگردان رضا عمرانی
انتخاب موسیقی رضا عمرانی
تهیه کننده راضیه هاشمی

تاریخ تولید اثر: آبان ماه 96

مدت زمان اثر: 42 دقیقه

هر دو نقش دکتر فرانک و آنتونی در این نمایش صوتی توسط یک بازیگر اجرا شده است.دقت و وسواس لازم در جزئیات و خلاقیت افکتور از ویژگی‌های این اجرا می‌باشد.

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

کلود ولگردنویسنده: ویکتور هوگوRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ داستان درباره کارگز فقیری‌است که او را با نام کلود ولگرد می‌شناسند.او در اثرفشار بیکاری برای سیرکردن شکم خود و خانواده‌اش دست به سرقت می‌زند و به زندان می‌افتد و در آنجا ناخواسته مرتکب قتل و محکوم به اعدام می‌شود. ”

در خلوت خوابنویسنده: فتانه حاج سیدجوادیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ مجموعه داستان کوتاه «در خلوت خواب» نوشته ی «فتانه حاج سیدجوادی» است. این مجموعه هشت داستان را با عنوان های «رنگ تعلق»، «شیشه»، «در خلوت خواب»، «لالا»، «سمفونی حماقت»، «خرگوش»، «پوچ»، و «عرض زندگی» دربرمی گیرد. در بخشی از داستان «شیشه» می خوانیم: «من آدمی هستم که همیشه دیر رسیده ام. هنوز هم دیر می رسم. در این دیر رسیدن ها هرگز خود مقصر نبوده ام بلکه مانند برگی که روی آب افتاده باشد، در طی مسیر، مرتب و ناخواسته به این شاخ و آن خس و خاشاک گیر کرده ام و دیر رسیده ام. من دیر رسیدم و در نتیجه با وجود آن که در شرق، سرزمینی که در آن قدم نوزاد پسر همیشه مبارک است متولد شده بودم، مرا نمی خواستند. زیرا من آخرین فرزند یک خانواده ی پراولاد بودم و ناخواسته متولد شده بودم. پدر و مادرم با داشتن داماد و عروس از تولد من که ناگهان چون مهمان ناخوانده ای از راه رسیده بودم، مکدر بودند. من از این جهت با پسرعمویم تفاوت بسیار داشتم. او نخستین و تنها پسر خانواده ی خود بود که با نذر و نیاز فراوان و ناز و ادای بسیار متولد شده بود.» ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools