نگاهی اجمالی به کتاب“ ماه از پنجره دور می شد،
مثل قویی سفید،
بر آب های سیاه،
مسافر با ترس چمدانش را می بست،
می ترسید،
کسی بدرقه اش نکند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ افرا به هنگام دانه کردن انار برای شب یلدا آرزوی رسبدن به امیر را در سر دارد. مادرش می خواهد او را از خیالات درآورد ولی افرا دست بردار نیست و ... ”