نگاهی اجمالی به کتاب“ اولین لحظهای که در بستر خواب، چشم خود را باز میکنید با چه چیزی مواجه میشوید؟ چه تصاویری را میبینید؟ پنجرهی اتاق؟ چراغ خاموش بالای سرتان؟ یا صفحهی نمایشگر تلفن همراهتان؟ درست در همین لحظات چه افکاری به سراغ شما میآیند؟ هجوم اضطراب کارهای پیش رو یا هیجان آغاز یک روز تازه؟ آیا راهی وجود دارد که با به کار گرفتن آن، از همان نخستین لحظات آغاز روز، کیفیت حال خودتان را تضمین کنید؟ پاسخ این سؤال مثبت است و کلید آن در دستان جول اوستین و ویکتوریا اوستین قرار دارد. آنها در کتاب صوتی هر روز صبح با امید از خواب بلند شو دراینباره نکات و راهبردهای مهمی را با شما به اشتراک میگذارند.
نحوهی شروع روز اغلب تعیین میکند که چه روزی خواهید داشت. اگر صبح از خواب بیدار شوید، در حالی که خوابی آسوده و بیانقباض را پشت سر گذاشتهاید، کیفیت روز شما متفاوت خواهد بود نسبت به وقتی که با افکار منفی از خواب برمیخیزید. با شنیدن این کتاب و استفاده از راهکارهای جول و ویکتوریا اوستین، در هر روز از زندگی خود معجزهای بزرگ را رقم بزنید. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ سیلکا که دختری شانزده ساله است به اردوگاه آشویتس-بیرکناو اعزام میشود و فرماندهی اردوگاه مجذوب زیبایی او میگردد. این دختر نوجوان علیرغم میلش از زندانیهای زن دیگر جدا میشود و به سرعت درمییابد که قدرت، حتی اگر ناخواسته باشد میتواند بقای انسان را تضمین کند.
جنگ جهانی دوم به پایان میرسد اما مشکلات سیلکا تمام نمیشود و ارتش شوروی او را به جرم همکاری با دشمن برای گذراندن محکومیتی پانزدهساله به اردوگاه کار اجباری در سیبری میفرستد. سیلکا هر روز با مرگ و زندگی در مبارزه است اما در همین ایام به وجود نیرویی در خود پی میبرد که حتی تصورش را هم نمیکرد آن را داشته باشد. او در سختترین شرایط، با کمک پزشکی مهربان در بیمارستانِ اردوگاه، به پرستاری بیماران روی میآورد. سیلکا در این موقعیت جدید، دوستانی مییابد و متوجه میشود که حتی در سختترین شرایط نیز قلبش میتواند برای عشق به دیگران بتپد. ”