نگاهی اجمالی به کتاب“ این رمان داستان گروهی از جوانان را روایت میکند که به امید یافتن وضعیت و ارتباطی بهتر، ولایت فقرزده خود را به مقصد شهر ترک میگویند.اما خیلی زود امیدشان درهم میشکند، چرا که شهر هم، درست مثل مناطق روستایی، ردپای ظلم و ستم حکومت دیکتاتوری کاملا هویداست.تمامی دوستان راوی به او خیانت کرده و یا خود را به نابودی میکشانند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ چخوف نه با بیان صریح، بلکه بهوسیله نمایش، ماجراها، ساختمان و موضوع داستان به خواننده میگوید:
چه ترسی داری از این که آدم با شخصیتی باشی؟
چرا در برابر زیردستان مغرور و بیاعتنایی؟
آیا نیکبختی فقط در رتبه و سردوشی و جیب پر پول پنهان است؟ ”