فردریک بکمن

از این نویسنده بشنوید:
نویسنده:
  • کتاب صوتی - و من دوستت دارم - ماه آوا
  • کتاب صوتی - و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می‌شود - ماه آوا
  • کتاب صوتی - مادربزرگ سلام رساند و گفت متأسف است - ماه آوا
  • کتاب صوتی - تمام چیزهایی که پسر کوچولوی من درباره دنیا باید بداند - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

ذهنِ ذن، ذهن آغازگرنویسنده: شونریو سوزوکیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ این کتاب از روی گفتارهای شونریو سوزوکی، یکی از اثرگذارترین معلمان معنوی قرن بیستم، گردآوری و ثبت شده است. سوزوکی دو دهه‌ی آخر زندگی‌اش را در مراکز اقماری تمرین ذن در غرب امریکا به تدریس پرداخت. سوزوکی در این کتاب بی‌پیرایه و صریح حرف می‌زند. او از بودیسم در مقام مذهب یا فاسفه راززدایی می‌کند و مدام توجه ما را به سمت تمرین ساده و کاملِ نشستن سوق می دهد تا بلکه ذهن خود را از راه مراقبه تصفیه کنیم. گرچه هم? ما بسته به خصائل فرهنگی و شخصی‌مان مسیرهای متفاوتی را برای زندگی برمی‌گزینیم، اما میل غایی‌مان یکی است: اینکه آزادانه خود را ابراز کنیم و از توهم رها باشیم. فارغ از اینکه مراقبه‌گر باشیم یا نه، سوزوکی با این کتاب حقایقی در اختیارمان می‌گذارد که برای زیستن ذهن آگاهانه در این جهان پرهیاهو، مفید و روشنی‌بخش‌اند: «وقتی چیزی را تمام و کمال درک کنی، همه‌چیز را درک می‌کنی. اگر سعی کنی همه‌چیز را بفهمی، هیچ‌چیز را نخواهی فهمید. بهترین راه درکِ خودت است، آنگاه همه‌چیز را خواه یفهمید. پس اگر سخت بکوشی روش خودت را پدید آوری، به دیگران کمک خواهی کرد و دیگران نیز تورا یاری خواهند داد.» ”

نگاهی اجمالی به کتاب

“ اثری پرفروش و قدرتمند درباره‌ی برخورد تصادفی دو زن که زنجیره‌ای خیره‌کننده از دروغ‌ها را آشکار کرد. کتاب اعترافات در ساعت 7:45 اثر لیزا آنگر داستان هم‌صحبتی دو غریبه را در قطار روایت می‌کند که به برملا کردن رازهای زندگی خود برای یکدیگر می‌پردازند. درباره کتاب اعترافات در ساعت 7:45: به راستی چه کسی می‌تواند محرم اسرار دیگری باشد؟ تا به حال به این فکر کرده‌ای که به دور خودت حصار بکشی و نه رازت را به کسی بگویی و نه سِر دیگران را درون خودت حمل کنی؟ زیرا که راز بین سه نفر تنها زمانی راز باقی می‌ماند که دو نفر آن‌ها مرده باشد... سلنا مورفی در وضعیت بدی به سر می‌برد. او به تازگی فهمیده ‌است همسرش با پرستار بچه‌شان رابطه دارد. او یک روز در قطار نشسته بود و از محل کار به خانه برمی‌گشت که در این میان خانمی شروع به صحبت با او کرد. زن پیش سلنا اعتراف کرد که با رئیسش رابطه دارد. سلنا نیز از ماجرای رابطه‌ی پنهانی همسر و پرستار با زن غریبه می‌گوید. با رسیدن به مقصد، او تصور کرد گفت‌وگو به پایان رسیده و آن‌ها دیگر هرگز با هم هم‌کلام نخواهند شد. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools