نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب به خودت اعتماد کن را از جهاتی میتوان به همه افرادی که همهی تلاش خود را میکنند تا در زندگی بینقص و تمام عیار باشند هم معرفی کرد. چرا که سختگیری بیش از حد نسبت به خود برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران در نهایت افراد را با کنار گذاشتن خود واقعیشان رو به رو میکند؛ اما نباید فراموش کرد که بسیاری از افراد تنها از بیرون بینقص به نظر میآیند و همه افراد مشکلات خود را دارند. موناهان در این کتاب به ما میآموزد که چطور از اشتباهات گذشته درس بگیریم و با قدرت به سمت آینده حرکت کنیم.
نویسنده در ابتدای کتاب ذکر کرده است که مطالب این کتاب تجربههای واقعی اوست که در زندگی خود داشته است. تجربهها و داستانهایی که بسیاری از آنها اگرچه دردناک و حتی خجالتآور هستند اما تک تک آنها باعث رشد موناهان به عنوان یک زن موفق شده است. در واقع این کتاب توضیح میدهد که مسیر مشخص و یک شکلی برای رسیدن به موفقیت برای همه وجود ندارد. چرا که افراد با نگرشهای متفاوت خود مسیرهای متفاوتی را برای رسیدن به موفقیت طی میکنند؛ اما ابزارها و تکنیکها میتوانند شبیه هم باشند. در نهایت این کتاب شامل درسها و تمرینهایی است که مبنای آن تجربههای زنی است که با وجود شکستها و مشکلات توانسته اعتماد به نفس خود را تقویت کند و در مسیر دلخواه خود در زندگی قدم بگذارد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب مادام بوآری یکی از آثار شاخص گوستاو فلوبر، نویسندهی فرانسوی است. مهستی بحرینی این کتاب را به فارسی برگردانده است. نوشتن این کتاب برای فلوبر پنج سال طول کشید و انگیزهاش برای نوشتن آن تنها پیشنهاد دوستانش بود. آنها اثر قبلی فلوبر را خوانده بودند و موردپسندشان واقع نشده بود؛ بنابراین او را تشویق کردند در مورد یکی از اشخاصی که میشناسند یعنی «دلونه» داستان بنویسد. فلوبر هم این کار را انجام داد. دلونه در کتاب نقش دکتر را ایفا میکند و مادام بوآری همسر اوست. مادام بوآری مشهورترین کتاب گوستاو فلوبر است؛ اما خود فلوبر ترجیح میداد با آثار دیگرش او را بشناسند. آثاری مثل تربیت احساسات که از نظر اغلب منتقدان کتاب بسیار بزرگی است. شهرت مادام بوآری به این خاطر بود که برای اولین بار در مورد خیانت یک زن به همسرش نوشته شد و همان موقع هم مخالفان زیادی داشت. در این رمان ما تأثیر قصههای عاشقانه را بر ذهن و ایدئالهای یک فرد میبینیم. مادام بواری قبل از آشنایی با همسرش رمانهای عاشقانهی بسیاری میخواند و همین قضیه تفکر او را در مورد ازدواج و هیجانات آن دگرگون کرده بود. او همانطور که زندگی در خانهی پدریاش را ملالآور میدید، بعد از آن زندگی با همسرش که مرد بسیار سختکوش و تحصیلکردهای بود، برایش ملالآور به نظر میرسید. او مرد رویاهایش را آرزو میکرد؛ کسی که حضور احساسی فوقالعادهای داشته باشد و او را به هیجان آورد و در عین حال همهجوره او را درک کند. بسیاری از بزرگانِ رماننویسی مانند ماریو بارگاس یوسا، میلان کوندرا و جولین بارنز، این اثر را ستودهاند و آن را بزرگترین رمان نوشتهشده تا به امروز میخوانند. ”