نگاهی اجمالی به کتاب“ داستان بینایی از یک روز باران در یک حوزه اخذ رای در پایتختی بی نام آغاز می شود. از شدت باران کسی بیرون نیامده و در حوزه پرنده پر نمی زند. بعدازظهر است و هنوز هیچ کس برای دادن رای به حوزه نیامده است. مسئولین حوزه با نگرانی به افراد خانواده و بستگان شان تلفن می زنند و از آنها می خواهند تنور انتخابات را گرم کنند، گویا کسی قصد رای دادن ندارد اما ساعت چهار به ناگاه حوزه اخذ رای شلوغ می شود. مردم مصمم و شتابان، می آیند و رای خود را به صندوق می ریزند. فردای آن روز شمارش آرا آغاز می گردد. نتیجه باورنکردنی نیست. بیشتر مردم رای سفید به داخل صندوق ریخته اند و احزاب تنها مقدار کمی از آرا را از آن خود کرده اند. هفتاد درصد آرا سفید است مردم با رای سفید شورش کرده اند. آیا این رای سفید با کوری ارتباطی دارد؟ ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب پسر روی جعبه چوبی، اثری نوشته ی لئون لایسن است که نخستین بار در سال 2013 منتشر شد. حتی در تاریک ترین لحظه ها، به خصوص در تاریک ترین لحظه ها، جا برای قدرت و شجاعت هست. لئون لایسن تنها ده سال داشت وقتی نازی ها به لهستان یورش بردند و او و خانواده اش را به گتویی به نام کراکو بردند. لایسن با خوش اقبالی، مقاومت و ثبات قدم توانست از سادیسم نازی ها جان سالم به در ببرد. در نهایت، سخاوت و زیرکی مردی به نام اسکار شیندلر بود که زندگی او و خانواده اش را نجات داد. شیندلر، نام اعضای خانواده ی لایسن را در فهرست کارگران کارخانه ی خود قرار داد؛ فهرستی که بعدها شهرتی جهانی پیدا کرد: فهرست شیندلر. ”