موعد مقرر

کتاب صوتی

کتاب صوتی موعد مقرر

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی:

ناشر: نشر نسل نواندیش

سال چاپ:

شابک:

دسته بندی: روانشناسی

خلاصه:

مولوی از آن دسته اندیشمندان، آموزگاران، استادان معنوی و حکیمانی‌ست که پندها و اندرزهایش، با گذشت زمان نه‌تنها رنگ کهنگی یا ابطال به خود نگرفته‌اند، بلکه بیش‌ازپیش با اقبال عموم مردم، روانشناسان و فیلسوفان سراسر جهان قرار دارند. به زعم بسیاری از منتقدان، آموزه‌هایی که مولانا قرن‌ها پیش در قالب نظم یا نثر به مخاطبانش ارائه کرده، برای کامیابی و خوشبختی انسان امروز نیز کارآیی دارند. به نظر می‌رسد این شاعر و واعظ، پیش از آنکه خبری از مدرنیته و دغدغه‌های آن باشد، از مشکلات و نیازهای آن به خوبی آگاه بوده است.

تاکنون آثار بسیاری با الهام یا اقتباس از سروده‌ها یا اندیشه‌های مولوی، چه در ایران و چه آن سوی مرزها نگاشته شده و البته مورد توجه مخاطبان نیز قرار گرفته است. برخی از آن‌ها رنگ جامعه‌شناختی یا ادبی داشته‌اند اما طیف گسترده‌ای از آن‌ها نیز به دنبال نکات روانشناختی در آثار این حکیم بوده‌اند. هاکان منگوچ نویسنده‌ای که راه‌ورسم زندگی صوفیانه را نیز درک کرده، در کتاب صوتی موعد مقرر به سراغ همین موضوع رفته است. این نویسنده‌ی اهل ترکیه، با موشکافی سرگذشت و آرای مولانا، به ما درس عاشقانه زیستن می‌دهد.

بشنوید:

هنرمندان:

مدت زمان اثر: 6 ساعت و 36 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی قدرت قدرت

راندا برن

کتاب صوتی صراحت بیان صراحت بیان

جودی مورفی

کتاب صوتی وابی سابی وابی سابی

نوبوئو سوزوکی

کتاب صوتی درد عشق درد عشق

لودرو رینزلر

کتاب صوتی قهرمان قهرمان

راندا برن

تازه‌های ماه‌آوا

ذهن ملتهبنویسنده: ادوارد بالمورRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ آیا از افسردگی روزافزون در رنج و عذاب به‌سر می‌برید؟ ادوارد بالمور کتاب صوتی ذهن ملتهب را برای شما نوشته است. او در این اثر که در زمره‌ی ده کتاب پرفروش ساندی تایمز لندن به شمار می‌رود، روشی بدیع و نو را برای مقابله با افسردگی در اختیار شما قرار می‌دهد. در سراسر جهان، افراد بسیاری با پدیده‌ی افسردگی به‌عنوان معضلی بغرنج و پیچیده دست‌وپنجه نرم می‌کنند. با وجود این که روزبه‌روز موارد ابتلا به این عارضه در حال افزایشی معنادار و قابل‌توجه است، درمان آن در سه دهه‌ی اخیر تغییر چندانی نکرده است. بااین‌حال، ادوارد بالمور در کتاب صوتی ذهن ملتهب می‌کوشد رویکردی رادیکال و افقی تازه پیرامون درمان این مسئله‌ی جهان‌شمول در اختیار مخاطبان خود بگذارد. ادوارد بولمور، استاد روان‌پزشکی دانشگاه کمبریج در این کتاب تأمل‌برانگیز، پیشرفت علمی جدیدی را درمورد ارتباط بین افسردگی و التهاب بدن و مغز آشکار می‌کند. او توضیح می‌دهد که اختلالات روانی می‌توانند در سیستم ایمنی بدن ریشه داشته باشند. او از رهگذر این ایده‌، انقلابی قریب‌الوقوع را در جهان روان‌پزشکی متصور است که مبتلایان به افسردگی می‌توانند با کمک آن چرخه‌های معیوب استرس، التهاب و افسردگی خود را از بین ببرند. ”

اینم شد زندگینویسنده: عزیز نسینRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ «اینم شد زندگی» یک مجموعه داستانی از نویسنده توانای اهل ترکیه، عزیز نسین است. او در این آثار طنز تلخ و سیاهی را برای توصیف پیرامونش به کار می‌گیرد تا معایب اجتماعی زمانش را برملا کند و با نقد آنها راهکار گذر از این معایب را نشان دهد. او منتقد بی‌رحم اما خوش‌زبان جامعه ترکیه است و البته خوش‌انصاف؛ زیرا همه تقصیرها را هم به گردن حکومت و سیستم اداری و... نمی‌اندازد. قلم او متوجه مردم هم هست و با نقد خرافات، کژبینی و کوتته‌فکری مردم، می‌کوشد توازنی در نقدهایش ایجاد کند و راه برون‌رفت از مشکلات را بیشتر بنمایاند. بخشی از کتاب: «بعد از اینکه مرا ختنه کردند اسم مرا در یک مکتب نوشتند. مکتب از خانه ما خیلی دور بود ولی چاره نداشتیم باید می‌رفتم، راستش از دوری راه زیاد ناراحت نبودم چون خیابانها را دید می‌زدم!... ملاباجی که من آنجا درس می‌خواندم سه تا دختر بزرگ داشت، هر سه‌تا سفید و خوشگل بودند و من از هر سه تاشان خیلی خوشم می‌آمد! مثل روس‌ها بودند. آخه از وقتی که روس‌ها به مملکت ما آمدند دوچیز را با خودشان آوردند. یکی زن‌هایِ خوشگل و سفید و یکی هم اسکناس‌های بزرگ!... پدرم دوتا از این اسکناس‌ها داشت. البته مردم زیاد داشتند. اسکناس‌های روسی توی دست و پای مردم ریخته بود وقتی روسها از ترکیه رفتند. انقلابیون اسکناس‌ها را جمع کردند بعد هم از اعتبار افتاد. البته ما غیر از دو تا نداشتیم. چه می‌شد کرد. پولی بی اعتبار هم گیر ما نمی‌آمد! پدرم پولهای به آن بزرگی را یک قروش فروخت!... وقتی به مکتب رفتم مادرم یک فینه قرمز رنگی برایم درست کرد و به سرم گذاشت. یک قلم و دوات هم برایم خرید که وقتی می‌نوشتم «جرجر» صدا می‌کرد! روز اول به مدرسه رفتم باید این دعا را حفظ می‌کردم «رب یسر و لما تیتر رب تمین بالخیر» یعنی «آفریدگارا کارم را آسان کن. نگذار سخت بگذرد. تو کارم را به خیر بگردان» ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools