فائزه پورعلی

از این نویسنده بشنوید:
برگردان:
  • کتاب صوتی - هیچ ملاقاتی تصادفی نیست - ماه آوا
  • کتاب صوتی - درد همیشه راه را نشان می‌دهد - ماه آوا
  • کتاب صوتی - دلت که پاک باشد داستانت پایان خوشی خواهد داشت - ماه آوا
  • کتاب صوتی - راه به قدم های تو روشن می شود - ماه آوا
  • کتاب صوتی - موعد مقرر - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

بی‌شعورها توطئه می‌کنندنویسنده: خاویر کرمنتRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب بی‌شعورها توطئه می‌کنند اثر خاویار کرمنت، سومین جلد از مجموعه کتاب‌های "بیشعوری" می باشد. جهنم روی زمین جایی است که بی شعور حضور داشته باشد، چون او دشمن مردم است؛ و دشمن بی شعور، بر ملا شدن حقیقت. جامعه برای خلاص شدن از شر و توطئه بی شعورها به یک خانه تکانی جدی نیاز دارد. بی شعورهای خود شیفته، تنبل،پول دوست و قدرت طلب خیال می کنند برای رسیدن به خواسته هایشان باید همیشه دوز و کلک بزنند؛ چاخان، شیادی و تقلب کنند و تمام معیارها، ارزش ها، اصول اخلاقی و معنوی را زیر پا بگذارند. آن ها میخواهند قدرت، شجاعت، شرافت، وجدان و تفکر درست را از مردم سلب کنند؛ شعارهای تو خالی بدهند و حرف مفت بزنند. هدف بی شعورها تضعیف ارزش ها و استانداردهای افراد با وجدان است. راه کارهای این کتاب به تو یاد میدهد؛ از عملکرد بیشعورها سر در بیاوری، در دام آن ها و بازیچه دستشان نشوی، تفرقه افکنی و پنهان کاری آن ها را شناسایی و دستشان را رو کنی تو باید خط مشی اخلاقی و وجدانی خود را قاطعانه برایشان اعلام کنی و به آنها بفهمانی برای تو معرفت، شرافت، وجدان و آبرومندی از همه چیز بالاتر و مهم تر است. ”

راز پرونده مختومهنویسنده: آگاتا کریستیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ در این رمان صوتی، پوارو را می‌بینیم که چون خونسردانه و با خشن‌ترین و بی‌رحم‌ترین تبهکاران و جنایتکاران دست‌وپنجه نرم کرده بود، به خودش مغرور و مطمئن می‌شود. او در مقایسه با بسیاری از مردان تنومند، قوی و ورزیده‌دل، جرئت بیش‌تری دارد و در این مورد به‌خصوص، خودش را از خیلی‌ها برتر می‌داند، ولی حتی در زندگی آدم‌های شجاع و بی‌باکی مثل هرکول پوارو نیز لحظاتی وجود دارد که عجز و ناتوانی، سرتاپای وجود آن‌ها را فرا می‌گیرد. پوارو، در این رمان، در مطب آقای دکتر مورلی، یکی از سرشناس‌ترین دندانپزشکان لندن که جثه و هیکلش شاید نصف هرکول پوارو هم نمی‌شد، حس می‌کرد پاهایش آن‌قدر ضعیف شده که به‌سختی می‌تواند هیکلش را تحمل کند. او نگاهی به صندلی دندانپزشکی انداخت و بدنش به لرزه درآمد؛ گویی به صندلی اعدام خیره شده باشد. پوارو مانند مرده‌ای متحرک به طرف آن صندلی روان شد. هرکول پوارو، قهرمان شکست‌ناپذیر مبارزه با تبهکاران، از صندلی بی‌جان و بی‌تحرک دندانپزشکی می‌ترسید؛ خیلی هم می‌ترسید. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools