ضحاک ماردوش

کتاب صوتی

کتاب صوتی ضحاک ماردوش

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی:

ناشر: نشر پیکان

سال چاپ:

شابک:

دسته بندی: شعر

خلاصه:

کافی است کمی اهل شاهنامه‌خوانی باشیم تا بدانیم که سراسر ابیات این اثر سترگ را در دو نیمه می‌توان جای داد: نیمه‌ی خیر و نیکی و نیمه‌ی شر و پلیدی! اگرچه چهره‌ی منفور ضحاک در نیمه‌ی سیاه شاهنامه قرار می‌گیرد اما این نکته از اهمیت این شخصیت در داستان و باورهایی که درمورد او وجود داشته، کم نمی‌کند. علی‌اکبر سعیدی سیرجانی این‌بار هم سنت‌شکنی کرده و به‌جای‌اینکه از رستم و دلاوری‌هایش بگوید یا داد سخن از شجاعت کاوه بدهد، در کتاب صوتی ضحاک ماردوش کوشیده تا مروری بر شخصیت تاریک این حاکم ستمگر داشته باشد. این کتاب صوتی حاصل تلاش علمی و محققانه‌ی علی‌اکبر سعیدی سیرجانی است که در بازخوانی و بررسی ادبیات کهن تبحر بالایی دارد.

بشنوید:

هنرمندان:

مدت زمان اثر: 5 ساعت

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی ضحاک ماردوش ضحاک ماردوش

علی اکبر سعیدی سیرجانی

کتاب صوتی سیمای دو زن سیمای دو زن

علی اکبر سعیدی سیرجانی

کتاب صوتی در گذرگاه جهان در گذرگاه جهان

فریدون مشیری

تازه‌های ماه‌آوا

خاطره‌های پراکندهنویسنده: گلی ترقیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب خاطره‌های پراکنده نوشته‌ی گلی ترقی است. او در این کتاب، هشت داستان کوتاه را کنار هم قرار داده که عنوان داستان‌ها از این قرار است: «اتوبوس شمیران»، «دوست کوچک»، «خانه‌ی مادربزرگ»، «پدر»، «خدمتکار»، «مادام گُرگِه»، «خانه‌ای در آسمان» و «عادت‌های غریب آقای الف در غربت». با توجه به‌عنوان کتاب، شاید نویسنده در نگارش این داستان‌ها از خاطرات کودکی‌اش متأثر باشد و شاید اصلاً بخشی از خاطراتش را عیناً در این کتاب نقل کرده باشد. در داستان «دوست کوچک» قصه‌ی دو دختربچه را می‌خوانیم که با هم پیمان خواهری بسته‌اند؛ اما پیدا شدن سر و کله‌ی یک دوست سوم همه‌چیز را به هم می‌ریزد. در بخشی از این داستان آمده است: «تابستان هزار و نهصد و هشتاد و چهار؛ ساحل مدیترانه پوشیده از آدم است. جا برای تکان خوردن نیست. به خاطر بچه‌ها تن به این سفر داده‌ام و از آمدن پشیمانم. دریای فیروزه‌ای کثیف و خاکستری است و هوا، مرطوب و داغ، روی تن سنگینی می‌کند. کتابم را می‌بندم و به مردمی که دور و برم هستند نگاه می‌کنم و نگاهم بی‌تفاوت از روی بدن‌ها می‌گذرد، دور می‌زند، برمی‌گردد و روی صورتی نیمه‌آشنا می‌ماند. نزدیک به من، زنی تنها، که سن و سال مرا دارد، روی ماسه‌ها دراز کشیده است و حسی غریب بِهِم می‌گوید که من این زن را می‌شناسم. فکرهایم درهم می‌شود و ته سرم، خاطره‌هایی مغشوش، مثل کرم‌های شبتاب، برق برق می‌زنند. رویم را برمی‌گردانم اما حواسم پیش اوست. ناراحتم و دلم می‌خواهد جایم را عوض کنم. بچه‌ها را صدا می‌زنم. عینک آفتابیش را برمی‌دارد و توی کیفش دنبال چیزی می‌گردد. سرش را بالا می‌گیرد. می‌نشیند. رویش را می‌چرخاند و یک آن، به من خیره می‌شود؛ از چشم‌هایش است که او را می‌شناسم؛ از آن دو تا دایره‌ی درشت آبی که هنوز هم مثل روزهای کودکی ته دلم را می‌لرزاند.» ”

موضوع مرگ و زندگینویسنده: اروین دی یالومRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ «خوان داوید نازیو» مرگ و فقدان انسانی که عشق ما نثار اوست را به از دست دادن عضوی از بدن‌مان تعبیر می‌کند؛ ازدست شدن او گویی ازدست‌شدن دست یا پایمان است! با همان فروپاشی عصبی و تجربه‌‌ای شبیه به همان دردی که آدمی ممکن است هنگام ازدست دادن دست یا پایش احساس کند. حال تصور کنیم اگر پیش از آنکه به‌واقع دست یا پایمان را از‌دست بدهیم، از قریب‌الوقوع بودن این مهم، این فقدان، مطلع شویم، وضعیت ما چه‌گونه خواهد بود؟! ما چه‌گونه با ناپدید شدن عضوی از بدنمان، بخشی از جانمان و درد نامتصور این ناپدیدشدن در روح و جسم‌مان، مواجه می‌شویم؟ ماجرای کتاب «مسئله‌ی مرگ و زندگی» نوشته‌ی «اروین یالوم» و «مریلین یالوم» از پیش‌آگاهی نویسندگانش از این موضوع شروع شده است. مریلین به سرطان دچار می‌شود و مرگش حتمی‌ست. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools