نگاهی اجمالی به کتاب“ ''هنری عقربهی دقیقهشمار ساعت روی دیوار را تماشا کرد. در سراسر لندن، در سراسر دنیا، عقربهها دقیقاَ با سرعتی یکسان حرکت میکردند، بیاینکه هیچکدام از دیگری جلو بزنند...''
| ویلیام ترور را نه میتوان روانشناس خواند نه کارآگاه، اما میتوان گفت که خصلتهای هر دو را دارد. او در این رمان بستریشدن چهار زن را در بخش چهار اتاقهی «بیمارستان زنانهی لیدی اوگاستا هپتری» بهانه قرار میدهد تا در زندگیشان سرک بکشد و از بیمها و شکستها، رازها و کابوسهایشان بگوید. ترور عاشق شخصیتهایی است که جامعه به آنها پشت کرده، انها که نه به موفقیت دندانگیری دست یافتهاند نه دیگر جوانی و زیبایی برگ برندهشان است.
ترور در این رمان تصویری واضح و پر از جزئیات از زندگی در لندن دههی هفتاد میلادی ارائه میدهد. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ بیل گیتس به خوانندگان این کتاب جذاب، آیندهای بهتر را نوید میدهد. او توضیح خواهد داد که دارا بودن اطلاعات بهتر و بیشتر چگونه میتواند باعث ایجاد شغلهای جذابتر برای کارگران، مشتریان با دانش بیشتر و موثرتر، مدارس کارآتر و افزایش شهروندانی که بیشترین سهم را در تصمیم گیریهای دولتها دارند، شود. یک سیستم دیجیتالی به همپیوسته میتواند باعث بهبود و توسعه تجارت شود. این کتاب نه تنها برای علاقهمندان به تجارت بلکه برای همه انسانها نوشته شدهاست. ”