اعترافات رمان‌نویس جوان

کتاب صوتی

کتاب صوتی اعترافات رمان‌نویس جوان

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی: Confessions of a young novelist

ناشر: نشر روزنه

سال چاپ: 1398

شابک:

خلاصه:

این کتاب مجموعه چهار درس گفتار است که در یکی از دانشگاه های آمریکا ایراد شده است. اکو با طنز مخصوص به خود می گوید از این جهت عنوان رمان نویس جوان را بر خود نهاده که اولین رمانش یعنی نام گل سرخ را در سال 1980 و در پنجاه و چند سالگی منتشر کرده؛ پس به این ترتیب خودش را رمان نویسی جوان و البته با آینده ای پیش رو به شمار می آورد، رمان نویسی که تاکنون شش رمان نوشته و احتمالا طی پنجاه سال آینده رمان های زیاد دیگری منتشر خواهد کرد.
اکو در این کتاب از منظر یک نظریه پرداز ادبی به تفاوت های نویسندگی خلاق با نویسندگی آکادمیک می پردازد و تجربیات خود را در زمینه رمان نویسی با خوانندگان در میان می گذارد.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابرداری و میکس سروش اعتصامی
کارگردان رضا عمرانی
تهیه کننده راضیه هاشمی

مدت زمان اثر: 6 ساعت و 48 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی مسخ مسخ

فرانتس کافکا

کتاب صوتی بیابان تاتارها بیابان تاتارها

دینو بوتزاتی

کتاب صوتی وضع بشر وضع بشر

هانا آرنت

کتاب صوتی گریز پا گریز پا

آلیس مونرو

کتاب صوتی شب های روشن شب های روشن

فئودور داستایفسکی

کتاب صوتی سوپرمارکت شبانه روزی سوپرمارکت شبانه روزی

سایاکا موراتا

تازه‌های ماه‌آوا

مادر آقتینویسنده: هانس کریستیان اندرسنRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ داستانی درباره طبیعت و فصل های مختلف زندگی. از کودکی تا پیری. پرواز خیال برفراز سرزمین های چهارگوشه عالم برای کسب تجربه، رشد و تکامل جسم و روح ”

برگشتی در کار نیستنویسنده: اریک بردولRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ خانواده فارستر پسر بزرگشان را در جنگ از دست داده‌اند و به همین مناسبت "آن فارستر" ( مادر خانواده) هر سال در روز تولد پسرش شمعی پای قاب عکس او روشن می‌کند تا خاطره اش را زنده نگه دارد. جودیت و جرالد دو فرزند دیگر این خانواده هستند که خاطره چندانی از برادر از دست رفته شان ندارند. در یک غروب تابستانی که جودیت و جرالد از بازی تنیس برگشته‌اند با مرد غریبه نابینایی در خانه‌شان مواجه می‌شوند که به دلیل صدمات جنگ حافظه اش را از دست داده و سال ها در آسایشگاه بستری بوده است. در حالی که جرالد قصد دارد غریبه را از خانه بیرون کند، جودیت طی گفتگوی کوتاهی با غریبه احساس خوشایندی نسبت به او پیدا می‌کند. به خصوص که غریبه شباهت‌هایی با قاب عکس روی طاقچه نیز دارد. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools