نگاهی اجمالی به کتاب“ پیام کتاب معبد سکوت برای اسیرانِ دنیای مادی مانند آبی است برای تشنگان، نانی برای گرسنگان و سقفی برای آوارگان. اسپالدینگ و همراهانش در طول سفر حیرتانگیز خود با راهبران معنوی بسیاری ملاقات کردند که بینش شگفتانگیزی را برایشان به ارمغان داشت. آنها به واسطهی شاگردی نزد برخی اساتید روحانی شاهد معجزاتی غیرمنتظره بودند، برای مثال تنها حضور یکی از این افراد برای خاتمه بخشیدن به نزاع حیوانات وحشی کافی بود یا دیگری میتوانست بدون مشکل بر سطح آب قدم بزند.
چنین معجزاتی را باور کنید یا نه، این اثر نقش مهمی در معرفی خاور دور یا آسیای شرقی به جهان غرب ایفا کرد. شاید انتساب ایدهی «اساتید شرقی که قادر به هدایت سرنوشت بشری هستند» به برد تی. اسپالدینگ چندان بیراه نباشد!. او در تالیف کتاب صوتی معبد سکوت فریده مهدوی دامغانی علاوه بر روایت داستانهای آموزنده از توصیفات دراماتیک نیز بهره برده تا مخاطبانش را کاملا تحت تاثیر قرار دهد و در این کار موفق هم بوده. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ و چشمهایش کهربایی بود رمانی است که از دریچهای نو و با دیدی خلاقانه به تقابل میان «هستی و نیستی» میپردازد. رمانی که راویانش یگانه و منحصربهفردند.
تسبیح میان دستان هاشم، چادر مشکی زهره، موازییکهای کف حیاط، انگشتر و جنینی که از زهدان مادر رانده شده، هر یک به تنهایی جهانی تکاندهنده را به تصویر میکشند و روایتگر ترسها، تشویشها، آرزوها و ناکامیهای آدمهای درون داستاناند... .
در قسمتی از این کتاب میخوانیم:
از همینجا پیداست و میبینمش زن چشم عسلی را. خودش است، مثل همیشه کتابی در دست دارد و پشت به ما ایستاده است کنار درخت. تا برسیم نزدیک، همانطور که توی هوا میچرخم زن هم میچرخد انگار و درخت هم وارونه میشود. چقدر قد کشیده است این درخت. چرخ که میزنم. درختِ وارونه ریشههایش توی هوا میماند. سه هزار و بیست و سه سال پیش است انگار و من میخواهم از ریشهها خودم را برسانم به تنه درخت. خودم را برسانم به یک زخم عمیق. هاشم مکث میکند دیگر نمیچرخاندم، شاید یادش افتاده که نخم نازک شده است. درخت میماند همانجا و زن چشم عسلی هم. زن رو برمیگرداند و انعکاس رنگ مهرههام توی عسلی چشمهاش بیقرارم میکند... . ”