نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب شاه کلید ثروت با وصیتنامهی «دیل کارنگی» یکی از تاثیرگذارترین افراد آمریکا آغاز میشود: «من بخش هنگفتتر دارایی و ثروتم را که دربرگیرندهی فلسفهی موفقیت فردی است و همهی ثروتم را از طریق آن به دست آوردهام، به عنوان میراث به مردم آمریکا تقدیم میکند». دیل کارنگی از تمایل ذاتی انسان برای به دست آوردن بدون از دست دادن و زحمت کشیدن آگاه بوده است، تصمیم گرفت روشی نو و ارزشمند برای توزیع فلسفهی ثروت خود برگزیند.
ناپلئون هیل از وصیتنامهی دیل کارنگی الهام گرفته و این کتاب را به نگارش درآورده است. او در این اثر 12 ثروت زندگی را معرفی میکند که اغلب نادیده گرفته میشود، ثروتهایی مثل عشق، سلامتی، دوستان و روابط موفق. در این کتاب ناپلئون هیل اصول موفقیت و دستیابی به ثروت را در میان ثروتمندان مورد بررسی قرار داده است و اصولی مشترک را میان همهی آنها مشاهده کرده است. بنابراین راه کسب موفقیت را کسانی پیدا میکنند که شاه کلید آن را در درست دارند. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب مادام بوآری یکی از آثار شاخص گوستاو فلوبر، نویسندهی فرانسوی است. مهستی بحرینی این کتاب را به فارسی برگردانده است. نوشتن این کتاب برای فلوبر پنج سال طول کشید و انگیزهاش برای نوشتن آن تنها پیشنهاد دوستانش بود. آنها اثر قبلی فلوبر را خوانده بودند و موردپسندشان واقع نشده بود؛ بنابراین او را تشویق کردند در مورد یکی از اشخاصی که میشناسند یعنی «دلونه» داستان بنویسد. فلوبر هم این کار را انجام داد. دلونه در کتاب نقش دکتر را ایفا میکند و مادام بوآری همسر اوست. مادام بوآری مشهورترین کتاب گوستاو فلوبر است؛ اما خود فلوبر ترجیح میداد با آثار دیگرش او را بشناسند. آثاری مثل تربیت احساسات که از نظر اغلب منتقدان کتاب بسیار بزرگی است. شهرت مادام بوآری به این خاطر بود که برای اولین بار در مورد خیانت یک زن به همسرش نوشته شد و همان موقع هم مخالفان زیادی داشت. در این رمان ما تأثیر قصههای عاشقانه را بر ذهن و ایدئالهای یک فرد میبینیم. مادام بواری قبل از آشنایی با همسرش رمانهای عاشقانهی بسیاری میخواند و همین قضیه تفکر او را در مورد ازدواج و هیجانات آن دگرگون کرده بود. او همانطور که زندگی در خانهی پدریاش را ملالآور میدید، بعد از آن زندگی با همسرش که مرد بسیار سختکوش و تحصیلکردهای بود، برایش ملالآور به نظر میرسید. او مرد رویاهایش را آرزو میکرد؛ کسی که حضور احساسی فوقالعادهای داشته باشد و او را به هیجان آورد و در عین حال همهجوره او را درک کند. بسیاری از بزرگانِ رماننویسی مانند ماریو بارگاس یوسا، میلان کوندرا و جولین بارنز، این اثر را ستودهاند و آن را بزرگترین رمان نوشتهشده تا به امروز میخوانند. ”