نمایش صوتی سه خواهر

کتاب صوتی

کتاب صوتی نمایش صوتی سه خواهر

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از
برگردان پرویز شهدی

نام اصلی:

ناشر: نشر پارسه

سال چاپ:

شابک:

دسته بندی: نمایش

خلاصه:

آنتون چخوف در نمایش صوتی سه خواهر بیش از همه‌ی آثارش به جوانان و به‌ویژه روحیات زنان جوان توجه دارد. نسل آرمان‌خواه و تحصیل‌کرده‌ی روسیه، خودش را در برابر آینده‌ی تاریکی می‌بیند که دیگر جایی برای آرمان‌‌هایش باقی نگذاشته است. سه خواهر این نمایشنامه نیز که به همین نسل تعلق دارند، به جای فکر کردن به آینده، حسرت روزهای خوش گذشته را می‌خورند؛ حسرت روزهایی که در مسکوی شاد و پرهیاهو می‌گذراندند.

نمایش صوتی سه خواهر با نگاه تیزبین آنتون چخوف، تصاویر دقیقی از جنبه‌های روحی و روانی شخصیت‌ها به مخاطب نشان می‌دهد. ایرینا که کوچکترین دختر خانواده است، هنوز با امید بازگشت به مسکو روزهایش را می‌گذراند. اولگا که خواهر بزرگتر است و تجربیات بیشتری دارد، زندگی را با عینک بدبینی برانداز می‌کند. ماشا هم به عنوان خواهر میانی، دختر عصبی و تندخویی است که با کمتر کسی سر سازش دارد.

بشنوید:

هنرمندان:
کارگردان رضا عمرانی

مدت زمان اثر: 2 ساعت و 37 دقیقه

...

...

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

مجله صوتی کتاب شنبه- شماره اولنویسنده: گروه نویسندگان ماه آواRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب شنبه یک مجله? شنیداری در حوزه? ادبیات است و قصد داریم در هر شماره از آن از تاثیر قصه‌ها و کتاب‌ها بر جهانمان حرف بزنیم تا راهی برای لذت بیشتر از داستان‌ها و روایت‌ها باز شود و همچنین با خواندن داستان‌ها و روایت‌ها و بررسی آنچه به جغرافیای ادبیات مربوط است، خواندنْ نه فقط لذتی سرگرم‌کننده، که عمقی بر نگرش‌هایمان باشد. در شماره? یک از شاعران شعر نوی ادبیات ایران یاد کردیم. این شماره ویژه? قطعات کوچک فلسفه و روایت‌هایی نقادانه به مصرف‌گرایی این روزهاست و اندیشه‌ی چند متفکر معاصر در این حوزه بررسی می‌شود. همین‌طور روایت‌های مستند از زندگی روزمره، یادهای خاطره‌انگیز و معرفی فیلم و سریال و کتاب بخش‌های مختلف شماره? یک هستند. به سیاق هر شماره، در بخش داستان ماه هم، یک داستان کوتاه می‌خوانیم. ”

کلاغی که با خدا حرف زدنویسنده: کریستوفر فاسترRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ شب به زودی سراسر جنگل را فرا گرفت. قورباغه‌های برکه آواز جمعی خود را شروع کردند. چند زاغچه مدت کوتاهی روی درخت مجاور با هم مشاجره کردند. جغدی در فاصله‌ای دوردست می‌خواند. از دور صدای گرگ می‌آمد. آخرین فکر سام، وقتی به خواب فرو می‌رفت، این بود که هنوز برای جوجه‌هایشان اسم انتخاب نکرده‌اند. با خود گفت: «باید فردا صبح در این باره صحبت کنیم.» پلک‌های سام به آرامی بسته شدند و او کلاغ‌وار تبسم کرد، همان لحظه اسمی از خاطرش گذاشت؛ اسمی برای آن جوجه‌ای که باعث افکار گوناگون، پیش‌بینی و هیجان او شده بود. جآشوا. او را جآشوا می‌خواندند، و این نام پدربزرگ سام و همسر اسمرالدا بود. جآشوا نام خوبی برای قهرمان بود، مگر نه؟ ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools