نگاهی اجمالی به کتاب“ ال. جی. اسمیت همانند دیگر آثار مجموعهی خاطرات خونآشام، در این رمان نیز عشق را به نبرد پیوند میدهد تا شنوندهی داستان علاوهبر دنبال کردن صحنههای پرتلاطم مبارزه، هرچند کوتاه، از حضور عشق در لابهلای رخدادها نیز لذت ببرد. قلم نویسنده همانقدر که میتواند برای مخاطب مهیج و نفسگیر باشد، میتواند احساسی و برانگیزانندهی عواطف او هم باشد. مخاطب با شنیدن چگونگی برخورد النا با استفان در زندان و لحظات سرشار از عواطف انسانی، بیشک به وجد میآید. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ رمان کمی قبل از خوشبختی، رمانی بسیار خواندنی درباره ی مسائل معمولی و پیش پا افتاده ای است که همه ی ما[حتی اگر به این موضوع اقرار نکنیم]به آن ها علاقه مند هستیم. این رمان به عزیزترین و باارزش ترین دارایی های انسان می پردازد
مهربانی، دوستی، عشق و فرزندان. کتاب، داستان مادری تنها و مجرد به نام ژولی را روایت می کند که به همراه پسرش، لولو، زندگی می کند و صندوق دار یک سوپرمارکت است. در زندگی پراسترس ژولی، پسرش تنها نقطه ی امید اوست و به نوری می ماند که تمام تاریکی های ناشی از فشار کار و زندگی را از بین می برد. اما روزی، یکی از مشتری ها[مردی پولدار و به تازگی مجرد شده]شیفته ی ژولی می شود و ماجرای این رابطه ی پرفراز و نشیب، داستان رمان را جلو می برد. رمان کمی قبل از خوشبختی، سرودی امیدبخش است درباره ی این که انسان همیشه مسیری برای ادامه دادن خواهد یافت؛ درباره ی این که زندگی از مرگ قوی تر است و خوشبختی، هنوز در جایی منتظر ماست. ”