نگاهی اجمالی به کتاب“ داستان بینایی از یک روز باران در یک حوزه اخذ رای در پایتختی بی نام آغاز می شود. از شدت باران کسی بیرون نیامده و در حوزه پرنده پر نمی زند. بعدازظهر است و هنوز هیچ کس برای دادن رای به حوزه نیامده است. مسئولین حوزه با نگرانی به افراد خانواده و بستگان شان تلفن می زنند و از آنها می خواهند تنور انتخابات را گرم کنند، گویا کسی قصد رای دادن ندارد اما ساعت چهار به ناگاه حوزه اخذ رای شلوغ می شود. مردم مصمم و شتابان، می آیند و رای خود را به صندوق می ریزند. فردای آن روز شمارش آرا آغاز می گردد. نتیجه باورنکردنی نیست. بیشتر مردم رای سفید به داخل صندوق ریخته اند و احزاب تنها مقدار کمی از آرا را از آن خود کرده اند. هفتاد درصد آرا سفید است مردم با رای سفید شورش کرده اند. آیا این رای سفید با کوری ارتباطی دارد؟ ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ اندک کتابهایی هستند که بتوانند زندگی شما را متحول کنند و این یکی از آنهاست.
راهبی که فراری اش را فروخت داستانی الهام بخش است که برای دستیابی به زندگی سرشار از توازن، وفور و لذت، دستورالعمل هایی گام به گام با رویکردی نو ارائه می دهد. روایتی است از زندگی وکیلی به نام جولیان منتل که تصمیم می گیرد بحران های روحی اش را مهار کند و زندگی نامتوازنش را سامان بخشد. ”