نگاهی اجمالی به کتاب“ صبحانه در تیفانی داستان هالی گولایتلی، دختری سرزنده و شاد با گذشته ای مبهم است که در نیویورک زندگی می کند. راوی بی نام داستان، مرد جوانی است که قصد دارد نویسنده بشود واز آنجا که در همسایگی هالی زندگی می کند تصادفا او را ملاقات کرده و به تدریج با دخترک آشنا می شود. این آشنایی مقدمه ای برای ملاقات راوی با دوستان هالی و ورود به دنیای هنرمندان آن زمان است. چندی بعد سر و کله مردی میانسال و افسرده پیدا می شود که ادعا می کند شوهر هالی است و...
صبحانه در تیفانی شاهکار کوچک ترومن کاپوتی در ادبیات قرن بیستم جایگاه ویژه ای دارد. شخصیت اصلی این رمان پرفروش، در فهرست تاثیرگذارترین شخصیت های ادبی در تاریخ ادبیات آمریکا قرار گرفته و تاکنون چندین کتاب و مقاله درباره خود کتاب و شخصیت اول آن نوشته شده است. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ کتاب پرونده بالتیمور برای نخستین بار در سال 2015 منتشر شد. کتاب پرونده بالتیمور ادامهی کتاب «پروندهی هری کبر» است. در این کتاب مارکوس گلدمن، رماننویس جوان بعد از حدود پنجاه سال با داستانی متفاوت برگشته است. او اکنون عاشق شده است و مشغول نوشتن سومین رمانش است. گلدمن در کتاب پروندهی بالتیمور غرق در خاطرات کودکی عشق زندگیاش میشود و داستان گروه پسرانی را شرح میدهد که بر اثر یک اتفاق، ناگهان زندگیشان غرق در دروغ و حسادت و خیانت به هم میریزد.
یکی از نکات جذابی که ژوئل دیکر در نگارش کتاب پرونده بالتیمور رعایت کرده است، تکه تکه و شکسته نوشتن داستان است. این سبک نگارش در کتابهای معمایی بسیار رایج است و به رمزآلودتر شدن داستان کمک میکند؛ عدم پیروی از یک خط زمانی ثابت ذهن خوانندگان را گیج میکند و به جذابیت کتاب میافزاید. استفاده از این فرآیند در کتابهای «فاکنر» بسیار مشهود است. البته عدم پیروی از خط زمانی در داستان را نباید با جریان سیال ذهن اشتباه گرفت. در سبک نوشتاری جریان سیال ذهن، نویسنده خواننده را در یک لحظه در چند مکان قرار میدهد، در حالیکه در کتاب پروندهی بالتیمور، ژوئل دیکتر تنها بازههای زمانی مختلف را بدون هیچ ترتیبی روایت میکند. ”