پیتر هوگ

از این نویسنده بشنوید:
نویسنده:
  • کتاب صوتی - خانم اسمیلا و حس برف - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

یک اتفاق مسخرهنویسنده: فئودور داستایفسکیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب «یک اتفاق مسخره» A Nasty Storyاثر «فئودور داستایفسکی‌» سال 1862 منتشر شد. این داستان را نویسنده پس از لغو نظام رعیتی دهقانان در روسیه به نگارش درآورد و ازاین‌جهت بازتابی از اتفاق‌های اجتماعی و سیاسی آن دوران است. داستان این کتاب حول محور سه شخصیت «استپان نیکیفوروویچ»، «سیمون ایوانوویچ شیپولنکو» و «ایوان ایلیچ پرالینسکی» است که داستان با حضور آن‌ها در یک اتاق شروع می‌شود. «ایوان ایلیچ» مشاور دولتی است و حدود چهل و سه سال سن دارد. او به مراسم عروسی یکی از رعیت‌های خودش دعوت می‌شود، او تصمیم می‌گیرد در این مراسم شرکت کند. حضور این ژنرال در کنار مردم ضعیف و طبقه‌ی پایین جامعه بازتابی از طبقات از هم پاشیده‌ی جامعه‌ی آن زمان روسیه است. «فئودور داستایفسکی‌» در داستان کتاب «یک اتفاق مسخره» حس‌های متناقض «ایوان ایلیچ» را نشان می‌دهد. این فرد در موقعیتی حس برتری طلبی‌اش را سرکوب می‌کند در حالی که در قسمت‌هایی از داستان با صحبت‌ کردن درباره‌ی اصلاحات تمایل به نشان دادن خودش دارد. او به‌دنبال محبوبیت و توجه‌طلبی بیشتر از سوی بقیه یک ابله خودشیفته متصور می‌شود. «فئودور داستایفسکی‌» استاد نشان دادن روحیات درونی انسان است و تبحرش در این زمینه را می‌توان در این اثر هم به‌وضوح دید. اگر بخواهیم آثار این نویسنده را به دوره‌ی متفاوت تقسیم کنیم این کتاب جزو دوره‌ی اول آثار «فئودور داستایفسکی‌» است. ”

چگونه زندگی را آسان کنیمنویسنده: ریچارد کارلسونRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ هر زمان که با اخبار و حوادث بد روبرو می‌شویم، مثلاً روبرویی با یک فرد آزار دهنده و یا نوعی نا امیدی، غالباً ما نوعی از واکنش را نسبت به زندگی از خود بروز می‌دهیم؛ که البته خیلی هم به کارمان نمی‌آید. در این موقعیت معمولاً رفتارات بی‌تناسب، پافشاری مستمر بر موضوع و تمرکز بر روی جنبه‌های منفی زندگی از ما بروز می‌کند. وقتی ما در مقابل چیزهای کوچک از حرکت باز می‌ایستیم. خسته، آزرده و رنجور می‌شویم، همین چیزها نه تنها ما را خسته و فرسوده می‌کنند بلکه در روش و راه زندگی نیز ما را دچار مشکل می‌سازند. آنگاه است که تصویر بزرگتر را از دست می‌دهیم و با تمرکز بر وجوه منفی، دیگران را که کمک کننده ما هستند، آزار می‌دهیم. به بیانی دیگر، به گونه‌ای زندگی می‌کنیم که انگار مجبور به زنده بودن بوده‌ایم. به جای حل مشکلات، آن‌ها را با هم در می‌آمیزیم و زندگی خود را تبدیل به پرده‌های مکرر نمایش می‌کنیم. بعد ناگهان خود را در مقابل مشکلات بزرگ می‌بینیم. حالا یادمان می‌افتد که باید به مبارزه بپردازیم اما عملاً رسم کارزار را در حل کردن مشکل، فراموش می‌کنیم. در حقیقت، راه روشن زندگی پیش روی ماست. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools