آنک نام گل

کتاب صوتی

کتاب صوتی آنک نام گل

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی:

ناشر: نشر روزنه

سال چاپ: 1395

شابک:

دسته بندی: داستان بلند

خلاصه:

در سال 1327 میلادی، فرانسیسی‌های متهم به ارتداد در یکی از صومعه‌های ثروتمند ایتالیا جمع شده‌اند. برادر ویلیام باسکرویلی (که نامش به‌نوعی تداعی کننده «درنده باسکرویل» داستانی از دویل در مجوعه پلیسی «شرلوک هولمز» است) از راه می‌رسد و با هفت قتل عجیب در صومعه روبرو می‌شود. ویلیام باسکرویلی حال کارآگاهی است که قصد دارد سر از راز قتل‌ها در هزارتوی کتابخانه صومعه که بی‌شباهت به کتابخان? بابل بورخس نیست، درآورد. ابزارهای او در کشف معما عبارتند از: منطق ارسطو، الهیات توماس آکویناس، شهودهای تجربی راجر بیکن. «نام گل‌سرخ» اولین و هنوز هم پرفروشترین رمان اومبرتو اکو نویسنده و نظریه‌پرداز ایتالیایی است.

بشنوید:

هنرمندان:
صدابردار مرداس
تهیه کننده راضیه هاشمی

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

تازه‌های ماه‌آوا

راهبی که فراری‌اش را فروختنویسنده: رابین شارماRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ اندک کتابهایی هستند که بتوانند زندگی شما را متحول کنند و این یکی از آنهاست. راهبی که فراری اش را فروخت داستانی الهام بخش است که برای دستیابی به زندگی سرشار از توازن، وفور و لذت، دستورالعمل هایی گام به گام با رویکردی نو ارائه می دهد. روایتی است از زندگی وکیلی به نام جولیان منتل که تصمیم می گیرد بحران های روحی اش را مهار کند و زندگی نامتوازنش را سامان بخشد. ”

مارتا کیست؟نویسنده: ماریانا گاپوننکوRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ مارتا کیست؟ دومین رمان ماریانا گاپوننکو، شاعر و نویسنده اوکراینی است. این رمان در سال 2012 منتشر شد که با استقبال بسیار زیادی مواجه شد. نویسنده برای خلق این اثر دو جایزه ادبی معتبر آدِلبرت فون شامیسو و آلفا را از آن خود کرد. این اثر حتی در سال 2016 هم در فهرست کتاب‌های پرفروش سال قرار گرفت. این رمان داستان پرنده‌شناسی نودوششساله است که خبر مرگ قریب‌الوقوعش را دریافت می‌کند و تصمیم می‌گیرد آخرین روزهای عمرش را در یکی از مجلل‌ترین هتل‌های دنیا سپری کند. در قسمتی از کتاب می‌خوانیم: سرد است عشق. عشق سرد است. ولی در قبر می‌سوزیم، ذوب و به طلا تبدیل می‌شویم... لوادسکی منتظر جاری شدن اشک‌هایش شد. ولی اشکی نیامد. با وجود این، صورتش را پاک کرد. چه چندش‌آور! همین چند لحظه قبل تلفن را بهت‌زده قطع کرده بود. اگر آنچه از صدای نفس کشیدن پزشک خانوادگی‌اش احساس می‌شد بی‌قراری نبود، پس چه بود؟ ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools