
جاسوسنویسنده: پائولو کوئیلو
نگاهی اجمالی به کتاب“ وقتی ماتاهاری به پاریس رسید، کاملا درمانده و بیپول بود اما دیری نگذشت که به شهرت رسید. رقص اغواگرانه او هر بینندهای را مسحور میکرد و دیری نپایید که مورد توجه بانفوذترین و ثروتمندترین مردان شهر قرار گرفت. در همین اثنا اروپا وارد جنگ شد و ماتاهاری، رقاصهای که حالا دیگر معروف بود، سوار بر موج حوادث، با مردان سیاسی وارد ارتباط شد ...
این رمان براساس داستانی واقعی نوشته شدهاست. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ چه زیباست زنده بودن و شکوفه دادن. چه دلپذیر است که در همسایگی ات چهره های مهربان را ببینی و دوستان به سراغت بیایند. اگر چنین باشد هر روز مثل روز عید است. ”