نگاهی اجمالی به کتاب“ در نگاه رایج، انسان موجودی عقلانی است که اغلب بر مبنای منطق تصمیم میگیرد؛ اگر هم گاهی از مسیر عقل منحرف میشود، ریشه آن را معمولاً باید در احساسات و هیجاناتی چون خشم، ترس، یا نفرت جُست. از دهه هفتاد میلادی، دانیل کاهنمن و آموس تورسکی این نگاه را به چالش کشیدهاند. آنان با طراحی آزمایشهایی ساده، اما هوشمندانه، نشان دادهاند که ریشه بسیاری از خطاهای فکری ما نهفقط در هیجانات بلکه در دستگاه شناخت ماست. پژوهش این دو دانشمندِ روانشناس تأثیری ژرف بر علوم اجتماعی گذاشت و توجه رشتههای گوناگون، از فلسفه و حقوق گرفته تا سیاست و پزشکی، را جلب کرد؛ در این میان شاید بیشترین بهره را علم اقتصاد برد، چنان که شاخهای جدید به نام «اقتصاد رفتاری» شکل گرفت و در سال 2002 جایزه نوبل را در اقتصاد به کاهنمن اهدا کردند. کتاب حاضر چکیده سالها پژوهش نویسنده آن درباره شگفتیها و کاستیهای ذهن انسان است، موجودی که میپندارد پادشاه افکار خویش است و فقط به اراده خود تصمیم میگیرد. به گواه این کتاب اما، عوامل دیگری هم هستند که در شکلگیری باورها، تصمیمها و سلیقههای ما سهم دارند؛ شاید گریزی از آنها نباشد، اما میتوان با شناختشان منطقیتر فکر کرد و عاقلانهتر تصمیم گرفت. «این کتاب شاهکاری به قلم اندیشمندی بزرگ است، کتابی خواندنی، حکیمانه و عمیق. بیدرنگ آن را بخرید، اما بادرنگ بخوانیدش. شیوه تفکر شما به جهان و به زندگی شخصیتان را دگرگون خواهدکرد.» ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ سخن گفتن از تحولات سیاسی-اجتماعی قرن بیستم بدون استفاده از نظریات هانا آرنت ممکن نیست. او از بزرگترین فیلسوفان قرن بیستم بود که توجه ویژهای به جریانهای فاشیسم و تمامیتخواهی داشت و کوششهایش به خلق شاهکاری مانند «آیشمن در اورشلیم» منجر شد. استقبال گسترده از این اثر باعث شهرت آرنت بهعنوان تحلیلگر آلمان نازیسم شد اما این اندیشمند به چیستی چنین حکومتهایی نیز علاقهمند بود. او در کتاب صوتی توتالیتاریسم چگونگی شکلگیری و گسترش یک دولت تمامیتخواه را مورد بررسی قرار داده و نسبت به ظهور حکومتهای مشابه در آینده هشدار میدهد.
این اثر بخش پایانی کتاب عناصر و خاستگاههای حاکمیت توتالیتر است که پیشتر توسط نشر ثالث به چاپ رسیده. بخشهای دیگر کتاب «یهودستیزی» و «امپریالیسم» نام دارند اما قسمت سوم -که بهصورت تک جلد انگلیسی نیز منتشر شده- توتالیتاریسم نام دارد و هماکنون با ترجمهی محسن ثلاثی در دسترس شما قرار دارد. جالب است بدانید نسخه اولیه این کتاب در سال 1949 یعنی سه سال پس از سقوط حکومت نازی و پیش از مرگ استالین نوشته شد اما بهدلیل تحولات اجتماعی-سیاسی جاری انتشار نیافت. هانا آرنت سرانجام در سال 1951، زمانی که جهان به ذرهای ثبات رسید و اسناد وقایع تاریخی در دسترس مگان قرار گرفت آن را منتشر کرد. ”