دجله به حال تو ناله کند

کتاب صوتی

کتاب صوتی دجله به حال تو ناله کند

دوستان عزیز ماه آوا

از ابتدای مهرماه سال ۱۴۰۰ خرید محصولات ماه آوا تنها از طریق پلتفرمهای فروش کتاب صوتی امکان پذیر خواهد بود

اثری از

نام اصلی:

ناشر: نشر ثالث

سال چاپ:

شابک:

دسته بندی: رمان

خلاصه:

رمان صوتی دجله به حال تو ناله کند نوشته امیلی ین بلفتو راوی تراژدی زن‌کشی در خاورمیانه و مخصوصاً عراق است. در کشوری جنگ‌زده، اشغال‌شده، درگیر تروریسم و عملاً بدون حکومت، توجهات همیشه به مسائل سیاسی معطوف است اما در لایه‌های پایین‌تر جامعه و در میان حاشیه‌نشین‌ها، بحران‌های هولناک‌تری وجود دارد که زیر اخبار سیاسی دفن شده‌اند. تعصب، زن‌ستیزی و زن‌کشی ازجمله همین فجایع هستند که کسی به آن‌ها اهمیت نمی‌دهد یا سعی می‌کند نادیده‌شان بگیرد و آن‌ها را ناچیز بشمارد. حتی در عصر حاضر، با تغییر شاخصه‌های فرهنگی و بالا رفتن سواد، باز هم جزم‌اندیشی وجود دارد و قربانی می‌گیرد و حضور آمریکا و تغییر دولت‌ها هم نتوانسته خللی در این عقاید به‌وجود آورد. به‌این‌صورت در کوران جنگ و بمباران، هنوز هم زن‌کشی در بسیاری از مناطق مثل مناسکی مقدس اجرا می‌شود...

بشنوید:

هنرمندان:
صدابرداری و ادیت کیان شمس

دیدگاههای کاربران

تعداد دیدگاه: 0

(برای ارسال دیدگاه حتما باید عضو سایت ماه آوا باشید)

کتاب صوتی بخش D بخش D

فریدا مک فادن

کتاب صوتی دجله به حال تو ناله کند دجله به حال تو ناله کند

امیلی ین ملفتو

کتاب صوتی تدفین مادربزرگ تدفین مادربزرگ

گابریل گارسیا مارکز

کتاب صوتی گرگ بیابان گرگ بیابان

هرمان هسه

کتاب صوتی دزیره دزیره

آن ماری سلینکو

کتاب صوتی دختری از پرو دختری از پرو

ماریو بارگاس یوسا

تازه‌های ماه‌آوا

نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتابی که اکنون نسخه‌ی صوتی آن پیش روی شما قرار دارد، هفتمین قسمت از مجموعه‌ی خاطرات خون‌آشام است که تحت عنوان بازگشت نیمه شب منتشر شده است. خاطرات خون‌ آشام - جلد هفتم: بازگشت نیمه شب که برای نخستین بار در سال 2011 روانه‌ی بازار شد، در زمره‌ی آثار پرفروش نیویورک تایمز قرار دارد. النا گیلبرت از تاریکی بازگشته و موفق شده است دوست‌پسر خون‌آشام خود، استفان سالواتوره را با موفقیت از زندان آزاد کند. نجات استفان یک پیامد بعید با خود به همراه داشته است: برادر خون‌آشام او که رأس سوم این مثلث عشقی پرماجرا محسوب می‌شود، به موجودی فانی تبدیل شده و نامیرایی خود را از دست داده است. در این قسمت نیز، در حالی که این سه نفر پیچ و تاب‌ها و بزنگاه‌های هولناکی را پشت سر می گذرند، کماکان باید با شیاطینی که زادگاه النا، یعنی شهر کوچک فلس چرچ را تسخیر کرده‌اند، مقابله کنند. نبردی هولناک که النا، استفان و دیمن را به تاریک‌ترین لحظات زندگی‌شان رهنمود می‌سازد... ”

خشم و هیاهونویسنده: ویلیام فاکنرRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب خشم و هیاهو اثر ویلیام فاکنر، نویسنده‌ی آمریکایی و به اعتقاد اکثر منتقدان بهترین اثر اوست. این نویسنده در سال 1949 به خاطر سهم منحصربه‌فرد، قدرتمند و هنرمندانه‌اش در رمان مدرن آمریکایی برنده‎ی جایزه‌ی نوبل ادبیات شد. فاکنر در کتاب خشم و هیاهو از زوال خانواده‌ی کامپسون می‌گوید. خانواده‌ای که چهار روز از زندگی‌اش از زبان چهار عضو آن روایت می‌شود. این روایت‌ها کاملاً متفاوت‌ اما مکمل یکدیگرند. راوی فصل اول بنجی است؛ فرد کندذهنی که ادراکش با دیگران متفاوت است و ماجراها را درهم و برهم نقل می‌کند. بیشتر هم از کدی دختر خانواده حرف می‌زند. راوی فصل دوم کونتین پسر بزرگ خانواده است. او بیشتر در ذهنیات و خاطراتش زندگی می‌کند؛ برای همین این فصل کمی حال و هوای شاعرانه دارد. راوی فصل سوم جیسون برادری سودجو و منفعت‌طلب است؛ حتی منفعتی که با مرگ دیگران نصیبش شود. و راوی فصل چهارم دیلسی است؛ کنیز سیاهپوست خانه که دانای کل هم هست. فهم این رمان شاید برای کسانی که در آغاز راه کتاب‌خوانی هستند، چندان ساده نباشد. شبیه پازلی پیچیده است که با پیدا شدن هر یک از تکه‌ها بخشی از واقعیت نمایان می‌شود. باید زمان گذاشت و سرنخ‌ها را به هم وصل کرد و منتظر نتیجه بود. کتاب خشم و هیاهو را صالح حسینی ترجمه کرده است. در بخشی از متن کتاب آمده است: «از میان نرده‌، لابلای گل پیچ‌پیچ، می‌دیدمشان که می‌زدند. رو به جایی که پرچم بود می‌آمدند و من از کنار نرده رفتم. لاستر کنار درخت گل توی سبزه‌ها را می‌کاوید. آن‌ها پرچم را بیرون آوردند، و آن‌ها داشتند می‌زدند. بعد پرچم را برگرداندند سر جایش و برگشتند به زمینِ بازی، و او زد و دیگری زد. بعد پیش رفتند، و من هم از کنار نرده رفتم. لاستر از درخت گل آمد و ما از کنار نرده رفتیم و آن‌ها ایستادند و ما ایستادیم و من، وقتی که لاستر توی سبزه‌ها را می‌کاوید، از لای نرده نگاه کردم. او زد «کدی، بگیرد.» آن‌ها از چمنزار گذشتند و دور شدند. من چسبیدم به نرده و دورشدنشان را تماشا کردم.» ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools