نگاهی اجمالی به کتاب“ برای نخستین بار خودش را به مرگ نزدیک میدید، ترسی که وجودش را فرا گرفته و نفسش را بریده بود، ربطی به مرگ خودش نداشت؛ بلکه به خاطر ماجرای مرموزی بود که از آن سر در نمیآورد. ترس از اینکه در آن ماهها چه رخ خواهد داد و تا کی این قصه ادامه خواهد داشت و در این اندک روزهای بودنش چه بر او خواهد گذشت، پنداری به ساعتی بیعقربه چشم دوخته بود. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ پروفسورهسکتبل مدیرمدرسه پرایری که بطور اختصاصی آموزش فرزند اشخاص بلندپایه و ثروتمند را به عهده دارد سرآسیمه به آپارتمان هولمز میآید ودرخواست کمک میکند . پسر ده ساله دوک هولدرنس شب گذشته به شکل عجیب و غیرمنتظرهای ناپدید شدهاست وآبروی مدرسه و شخص دوک (که رابطه شخصی ناموفقی با همسرش داشته است) در خطر است. هولمز بلافاصله با همراهی دکتر واتسون خود را به مدرسه میرساند. ”