نگاهی اجمالی به کتاب“ گر شما هم تجربهی یک گفتگوی بد را داشتهاید، میدانید که هر بار بعد از یک گفتوگوی بد خود را سرزنش میکنیم و میگوییم کاش این حرفها را میزدم، کاش آن را نمیگفتم. حتی گاهی حرفهایمان را از قبل آماده میکنیم که در گفتگو بگوییم؛ اما در شرایط گفتگو که قرار میگیریم انگار که همهچیز را فراموش میکنیم.
خیلی از ما فکر میکنیم این فقط مشکل ما است که در جمعهای بزرگ و کوچک نمیتوانیم بهراحتی با دیگران ارتباط برقرار کنیم. شاید خیلی از ما آرام و پنهانی این کتاب را از قفسهی کتابفروشی یا نمایشگاه کتاب برداشتهایم. میترسیم از اینکه کسی بفهمد ما برای صحبت کردن و ارتباط با دیگران دچار ترسها و مشکلاتی هستیم. هیچکس دوست ندارد به دیگران بگوید که در جمعها یا حتی ارتباطات روزانه، با دوستان، همکاران یا حتی خانواده خود دچار مشکلاتی است؛ اما چاره کار اینجاست.
کتابِ چگونه خوب صحبت کنم؟ راهنمایی کاربردی برای بهبود مهارت های خوب صحبت کردن و ایجاد ارتباطات موثر است. ”
نگاهی اجمالی به کتاب“ داستان در اوایل قرن بیستم در یکی از شهرهای کوچک آمریکا میگذرد.مری هجده ساله است که با پدرش زندگی میکند . پدر پزشک معتبری است. مری اخیرا خبردار شده است که پدرش نارسایی قلبی وخیمی دارد.مادرش هم سال هاست که آنها را ترک کردهاست.عصر یک روز یکشنبه مری از خانه بیرون میزند.از خیابان های شهربی اعتنا به پسران جوانی که درخواست دوستی با او را دارند میگذرد و در مزارع حومه ی شهر به تماشای غروب خورشید مینشیند.شب هنگام وقتی به خانه بازمیگردد با خبر مرگ پدر خود روبرو میشود و درمی یابد که باید از این پس خود را برای زندگی تازهای آماده کند که چندان راحت نیست. ”