هانس کریستیان اندرسن

از این نویسنده بشنوید:
نویسنده:
  • کتاب صوتی - سوزن رفوگری - ماه آوا
  • کتاب صوتی - ناقوس - ماه آوا
  • کتاب صوتی - مادربزرگ - ماه آوا
  • کتاب صوتی - تپه ی پریان - ماه آوا
  • کتاب صوتی - کفش های قرمز - ماه آوا
  • کتاب صوتی - مسابقه ی پرش - ماه آوا
  • کتاب صوتی - دخترک چوپان و دودکش پاک کن - ماه آوا
  • کتاب صوتی - هولگر دانمارکی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - دخترک کبریت فروش - ماه آوا
  • کتاب صوتی - از برج و باروی دژ - ماه آوا
  • کتاب صوتی - از پنجره ای در وارتوف - ماه آوا
  • کتاب صوتی - کهنه چراغ خیابان - ماه آوا
  • کتاب صوتی - همسایه ها - ماه آوا
  • کتاب صوتی - تاک کوچولو - ماه آوا
  • کتاب صوتی - سایه - ماه آوا
  • کتاب صوتی - خانه قدیمی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - یک چکه آب - ماه آوا
  • کتاب صوتی - خانواده شادکام - ماه آوا
  • کتاب صوتی - قصه یک مادر - ماه آوا
  • کتاب صوتی - یخه - ماه آوا
  • کتاب صوتی - بته کتان - ماه آوا
  • کتاب صوتی - مرغ ققنوس - ماه آوا
  • کتاب صوتی - مادر آقتی - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

همسر دوست داشتنی مننویسنده: سامانتا داونینگRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب همسر دوست ‌داشتنی من از پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز و یو‌اس‌ای تودی بوده و نامزد جایزه ادگار به‌عنوان بهترین رمان اول را با خود یدک می‌کشد. - پشت جلد کتاب همسر دوست ‌داشتنی من: داستان عاشقانه ما بسیار ساده به‌نظر می‌رسد. من با زنی بی‌نظیر ملاقات کردم. ما عاشق شدیم و ازدواج کردیم. بچه‌دار شدیم و به حومه شهر نقل ‌مکان کردیم. شیرین‌ترین رؤیاها و تاریک‌ترین رازهایمان را باهم در میان گذاشتیم. و سپس… از هم خسته شدیم. ما مثل همه زوج‌های معمولی دیگر هستیم. همسایه شما، والدینِ دوست فرزندتان و آشناهایی که دوست دارید آنها را به شام دعوت کنید. همه ما رازهایی داریم که باعث بقای ازدواجمان می‌شود. تنها تفاوت ما این است که رازمان با قتلی همراه است… - قسمتی از متن کتاب: او به این طرف و آنطرف میرود، کیفش را در یک سمت می‌اندازد و کفش‌هایش را هم در سمت دیگری از پا درمی‌آورد. دو لیوان پر از شراب را می‌بینم و او به سمت اتاقش راهنمایی‌ام می‌کند. بعد برمی‌گردد تا نگاهم کند و لبخند می‌زند. با گذشت زمان پترا به نظرم جذابتر می شود، حتی موهای ساده و صافش به نظرم درخشنده می‌آیند و برق می‌زنند. بله به‌خاطر اثر نوشیدنی الکلی‌ست که این‌طور به نظر می‌رسد اما به‎خاطر خوشحالی پترا هم هست که چنین حسی دارم. حس می‌کنم مدت هاست آنقدر خوشحال نبوده و نمی‌دانم به چه دلیل. همین که پترا جذاب است برایم کافیست. به سمتم می‌آید، بدنش گرم است، نفسش در شراب غوطه‌ور می‌شود. لیوان شراب را از من می‌گیرد و روی میز کنار تخت می‌گذارد. تا وقتی‌که در تاریکی هستیم و تنها نور صفحه موبایلم اتاق را روشن نگه داشته، نوشیدنم را ادامه می‌دهم. برای هم مرتب حرف‌هایمان را تایپ می‌کنیم، از حرفهای‌مان خنده‌مان می‌گیرد و می‌خواهیم بیشتر باهم آشنا شویم. ”

سین مثل سودابهنویسنده: کاوه میرعباسیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ کتاب سین مثل سودابه نوشته کاوه میرعباسی یکی از رمان‌های جذاب معاصر است. این کتاب روایتی جذاب است. کتاب سین مثل سودابه یک رمان پلیسی – کارآگاهی است که خواننده را با داستان جذاب خود همراه می‌کند. در عین‌حال این کتاب نوعی بازخوانی مدرن شاهنامه است داستانی پلیسی و عاشقانه. کارآگاه فردوس قاسمی با رستم سیستانی یا همان رستم نکره آشنا می‌شود. رستم از او می‌خواهد تا عشق پانزده ساله‌اش «سین» را پیدا کند. سین کیست و کجاست؟ معمای کارآگاه شروع می‌شود و داستان شکل می‌گیرد. در این جست وجوی دویست و هفتاد صفحه‌ای فردوس قاسمی هویت سین را کشف می‌کند. سین یعنی سودابه زن اغواگر و جذابی است که رستم و افراسیاب و کاووس را به عشق خود گرفتار کرده است و خود به عشق سیاوش گرفتار شده است.اما سودابه این اثر متفاوت است. بخشی از کتاب سین مثل سودابه دختری جوان با موهای بلند و مشکی، چشمان درشت سیاه مثل دو تکه زغال، نگاهی افسون‌کار، فریبنده، سکرآور، اغواگر، مغرور، مرموز، نامهربان، بیگانه با همدلی، لب‌های برجسته و مرطوب، نویدبخش بوسه‌های مهلک، بینی باریک و کمی عقابی که زیبایی‌اش را وحشی جلوه می‌دهد و جوان‌های خیلی قدیم را یاد جینالولوبریجیدا می‌اندازد، موقعی‌که هنوز دماغش را عمل نکرده بود، اندامی ظریف و کشیده و شکننده... ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools