هانس کریستیان اندرسن

از این نویسنده بشنوید:
نویسنده:
  • کتاب صوتی - سوزن رفوگری - ماه آوا
  • کتاب صوتی - ناقوس - ماه آوا
  • کتاب صوتی - مادربزرگ - ماه آوا
  • کتاب صوتی - تپه ی پریان - ماه آوا
  • کتاب صوتی - کفش های قرمز - ماه آوا
  • کتاب صوتی - مسابقه ی پرش - ماه آوا
  • کتاب صوتی - دخترک چوپان و دودکش پاک کن - ماه آوا
  • کتاب صوتی - هولگر دانمارکی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - دخترک کبریت فروش - ماه آوا
  • کتاب صوتی - از برج و باروی دژ - ماه آوا
  • کتاب صوتی - از پنجره ای در وارتوف - ماه آوا
  • کتاب صوتی - کهنه چراغ خیابان - ماه آوا
  • کتاب صوتی - همسایه ها - ماه آوا
  • کتاب صوتی - تاک کوچولو - ماه آوا
  • کتاب صوتی - سایه - ماه آوا
  • کتاب صوتی - خانه قدیمی - ماه آوا
  • کتاب صوتی - یک چکه آب - ماه آوا
  • کتاب صوتی - خانواده شادکام - ماه آوا
  • کتاب صوتی - قصه یک مادر - ماه آوا
  • کتاب صوتی - یخه - ماه آوا
  • کتاب صوتی - بته کتان - ماه آوا
  • کتاب صوتی - مرغ ققنوس - ماه آوا
  • کتاب صوتی - مادر آقتی - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

نگاهی اجمالی به کتاب

“ داستان #10 "گلوی پولادی" - نویسنده میخائیل_بولگاکف با صدای آرش رستمی ”

دال دوست داشتننویسنده: حسین وحدانیRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ حسین وحدانی در پی علاقه و پیگیری مخاطبان تصمیم گرفت این نوشته‌ها را در قالب کتاب منتشر کند تا افراد بیشتری بتوانند به این سبک از روایت‌های عاشقانه دسترسی داشته باشند. حسین وحدانی در این رابطه می‌گوید: «دیدم که انگار آدم‌هایی هستند که با خواندن این کلمات، حال بهتری پیدا می‌کنند. این را خودشان گفتند؛ در نامه‌ها و پیغام‌های‌شان. و گفتند که لحظه‌هایی بر آن‌ها گذاشته است که این کلمات به کمک‌شان آمده‌اند. و برایم نوشتند که گاهی با خواندن این کلمات، راحت‌تر نفس کشیده‌اند، راحت‌تر لبخند زده‌اند، راحت‌تر اشک ریخته‌اند، راحت‌تر خوابیده‌اند، راحت‌تر دوست داشته‌اند و راحت‌تر دوست داشته‌شده‌اند. و دیدم که زحمت بازنوشتن و آماده کردن یک کتاب، در برابر این همه، هیچ است.» در بخشی از کتاب دال دوست داشتن می‌خوانیم وقتی از بخشش حرف می‌زنیم، از چی حرف می‌زنیم؟ آیا هر جور بخشیدنی فضیلت است؟ آیا هر خطایی را می‌شود بخشید؟ من جعبه‌ای از میوه‌های تازه و سالم را در نظر می‌گیرم که ناگهان درمی‌یابیم یکی‌شان فاسد شده و گندیده است. شاید دورش بیندازیم، شاید هم نگهش داریم و شاید حتی بخوریمش. این انتخاب ماست؛ از سر اجبار یا اختیار. اما آیا می‌توانیم فاسد بودنش را انکار کنیم؟ آیا می‌شود بگوییم «این جعبه‌ میوه‌ی فاسدی ندارد» و خیال کنیم از مفهوم میوه‌ی سالم قلب ماهیت نکرده‌ایم؟ به یک اتومبیل فکر کنیم، وقتی ملتفت می‌شویم موتور آن به کل خراب است. می‌توانیم موتور را عوض نکنیم و منتظر باشیم یک روز در راه از کار بیفتد. یا می‌توانیم عوضش کنیم و با این کار هویت اتومبیل را به کلی تغییر دهیم: این اتومبیل دیگری هست. اما نمی‌توانیم خرابی موتور را نادیده بگیریم و بر او «ببخشیم». این جا مفهوم بخشش بی‌معناست. فقط یک شعار بزک کرده و خوش آب و رنگ و البته فاقد ارزش است، چون این جا «بخشیدن، ماهیت آن چه را می‌خواهیم ببخشیم، تغییر می‌دهد». بله، بخشش فضیلت است و نشان از بزرگواری و مهربانی دارد؛ انگار. اما گاهی بخشیدن محبوب، امضای حکم پایان اوست. تبدیل کردن اوست به موجودی که بود و نبودش فرقی ندارد. ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools