مهدی صداقت پیام

از این نویسنده بشنوید:
برگردان:
  • کتاب صوتی - زمان‌لرزه - ماه آوا

تازه‌های ماه‌آوا

زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیستنویسنده: ارنست همینگویRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست، اولین رمان مهم همینگوی، نویسنده - خبرنگار، روایت آس‌وپاس‌هایی از فرانسه تا اسپانیاست. دوستان همیشه مست و عاشق و جلای‌وطن‌کرده که به قول خودش "نسل گم شده"اند و از آمریکا به پاریس بی‌کران دهه‌ی بیست آمده‌اند و از آنجا عزم اسپانیا می‌کنند تا مسابقه‌ی گاوبازی را از نزدیک ببینند. نمی‌دانم درطول داستان چقدر مشروب می‌خورند، چندبار عاشق می‌شوند و چقدر دعوا می‎کنند، می‌دانم خیلی. جیک، قهرمان داستان، خبرنگار مقیم پاریس، سترون از جنگی نامعلوم و عاشق بِرت است. زنی که در طول جنگ از او پرستاری کرده و عشق دیرینه‌اش به جیک، سکوتی کش‌دار است. رابرت کُن، دوست جیک و برت، در جهان ویران داستان نه لب به مشروب می‌زند نه دل به دریا. او جهان صاف و پوست‌کنده خود را دارد، بدون درد، جنگ و آگاهی. ارنست همینگوی در سطح بیرونی رمان داستان‌گوی زمانه‌ا‌ی است که فرانسوی‌ها به آن "عصر طلایی" می‌گویند، عصری که خون "نشیطِ زنده‌ی بیدار" و علم به عالم، آدمی را به سرحدات ابرانسان رسانده بود. اما در سطحی دیگر او راوی غمی مانا در شادترین لحظات رمان است. زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست درکنار نثر روان، وقایع‌نگاری دقیق، توضیحات بی‌کم‌و‌کاست مراسم و مناسک گاوبازی، و ماهی‌گیری، راوی دردی‌ست که مرده‌ریگ جنگ است. زیر آفتاب جنگ هیچ چیز تازه نیست. این رمان به سرعت الگوی دانشجویان دختر و پسر آمریکایی شد. آن‌ها سعی می‌کردند به شیوه‌ی جیک بارنز، قهرمان داستان که در واقع چهره‌ی همینگوی بود، با لحنی خشن، شکیبا و موجز حرف بزنند. این کتاب از جمله آثار پرفروش همینگوی است که یک فیلم سینمایی هم براساس آن ساخته شده است. نویسنده‌ی زیر آفتاب هیچ چیز تازه نیست برنده‌ی جایزه‌ی ادبی نوبل و پولیتزر، نویسنده‌ای تجربه‌گرا بود که در طول زندگی به استقبال مرگ رفت. زخم‌های زیادی که همینگوی در زمان حضورش در جنگ برداشت، بر تن داستان‌هایش نیز حک شده‌اند. ”

خوب ماندننویسنده: تامس آ. هریسRating Star
نگاهی اجمالی به کتاب

“ این کتاب پیش‌تر با نام «ماندن در وضعیت آخر» ترجمه و منتشر شده‌است. آیا زندگی شما پشت سر هم به چیزی دلتنگ کننده بدل می‌شود؟ آیا هفته شما به شکلی پیش می‌رود که با توصیف زیر سازگار است: "هر روز صبح از خواب بیدار شدن و احساس خوبی درباره آن داشتن و دریافت نوازش‌های آشنایی که تازه‌های روز مانند قطرات آب به سر و روی تو می‌پاشد و همچنین آگاهی از این که حساب بانکی ات خالی نیست و این که سردرد نداری. روز اول، عالیست! روز دوم، بله این هم عالیست! روز سوم، خوب شکایتی ندارم. روز چهارم، حرفی برای گفتن ندارم. روز پنجم، خمیازه. خدا را شکر جمعه هم از راه رسید. شب روز پنجم، افراط در نوشیدن. روز ششم، هولناک است و سرم دارد می‌ترکد. روز هفتم، استراحت و بازیابی سلامتی." آیا این همه آن چیزیست که هست، هفته‌ای اندکی مصیبت بار بعد از یک هفته دلتنگ کننده دیگر، روزنامه صبحی که دور انداخته شده، فنجان شخصی قهوه که دیگری آن را برداشته و استفاده می‌کند، ناخنی که ریشه کرده و اذیت می‌کند، گلگیر اتومبیل داغان شده و "اگر امشب باران بیاید افتضاح می‌شود". خوب که چی؟ با توجه به این واقعیت که زندگی ما چقدر کوتاه است، برخی از ترس‌هایمان به نظر بسیار احمقانه و ساده‌لوحانه می‌رسند. چرا باید تمام مدت نگران این باشیم که چه وقت می‌توانیم بیشتر اوقات اعتماد به نفس داشته باشیم؟ ”

Local Business Directory, Search Engine Submission & SEO Tools